تبليغاتX
آزادی آزادگان
 
   
     
 
 
 

ایران آباد...

 دوستان عزيز  

نزديك به 4 ماه از دستگيري هيئت مديره جامعه بهائيان ايران مي گذرد و خانواده هاي اين عزيزان در طول اين مدّت از هيچ گونه اقدامي در راستاي دفاع از حقوق نه فقط اين عزيزان بلكه، حقوق جامعه بهايي ايران دريغ نكرده اند چرا كه اين افراد نمايندگان تمام بهائيان ايرانند.در مورد دستگيري اين دوستان و جزئيات آن حتماً از طريق سايت ها وخبر گزاري هاي مختلف مطّلع شده ايد . قريب به 3 دهه است كه بهائيان ايران با تمام مشكلاتي كه در ادامه مطلب به جزئيّات آن مي پردازم مواجه بوده اند. تمام اين وقايع انگيزه نگارش اين مقاله را در من ايجاد كرده است.

بياييد به كمي قبل، نه 30 سال پيش بلكه به حدود165 سال پيش برگرديم. .در سال 1260 جواني 25 ساله بنام حضرت باب اعلام مي كنند كه پيامبر جديد هستند و هدف از ظهورشان آمادگي نفوس براي ظهور پيامبري است كه قرن هاست  اديان الهي به ظهورش بشارت مي دهند كه وقتي مي آيد جهان ،جهان ديگر شود و گرگ وميش بر سر يك چشمه آب مي نوشند و جهان از عدل و صلح الهي برخوردار مي شود. .تعداد زيادي از مردم عادي وهمچنين تعداد زيادي از علماي عِظام وقت به وي مؤمن شدند و نزديك به 20 هزار نفراز شيعيان تازه مؤمن به آن حضرت، جان خود را در اين راه فدا نمودند.هدف مروري موجز بر تاريخ است و براي جزئيّات بيشتر مي توانيد به سايت هاي معتبر بهايي و كتابخانه بهايي مراجعه ومطالعه بفرمائيد.چند سال بعد ودر سال 1266 حضرت باب را به تحريك علما  وبه دستور امير كبير وزير وقت، در سربازخانه تبريز اعدام كردند.دولت وقت كه به خيال خود با از بين بردن حضرت اعلي سعي در نابودي ديانت آن حضرت و پيروانش را داشت، در ادامه  حضرت بها الله راكه به واسطه تلاش در پيشبرد اهداف حضرت باب رنج زيادي را متحمّل شده بودند، پس از 4 ماه حبس در سياه چال طهران كه به گواه تاريخ متعفّن ترين زندان ايران در آن زمان بود ودر همين زمان براي نخستين بار وحي الهي بر ايشان نازل شد به بغداد تبعيد و در همانجا    به طور علني اعلام نمودند كه موعود جميع كتب و اديان كه حضرت باب به ظهور قريب الوقوعش وعده داده بودند مي باشند.دولت ايران كه از گسترش ديانت بهائي هراسان بود ايشان را به استامبول فعلي كه در آن زمان در قلمرو عثماني بود و سپس عكا كه  آن نيز در قلمرو عثماني بود فرستادند تا اين ديانت نو پا كه اميد تازه اي را در قلوب مردم نسبت به آينده اي روشن براي جهان و فردايي بهتر ايجاد نموده بود را به كلّي خاموش كنند.

دوستان عزيز ،اين حوادث وبلايايي كه بر سر جامعه بهائي آمده ،سنّتي است كه در طول تاريخ اديان وجود داشته و خواهد داشت ولي، با اين تفاوت كه در هر دوره اين حوادث تكرار مي شود و ما غافل از آن هستيم كه ما هم ممكن است همان نقشي كه برخي از پيروان نا آگاه اديان گذشته در قبال اديان جديد داشتند را ايفا نمائيم ولي، بيائيد براي يكبار هم كه شده، ذهنمان را از آنچه گفته اند وشنيده ايم خالي ساخته وبا چشم خود حقيقت را جستجو كنيم.

آيا هرگز مي توانستيم تصوّر كنيم كه ديانت تازه تأسيس حضرت مسيح كه آن طور مورد هجوم پيروان و علماي يهود بود ، همچنين تنها پيروانش، كه 12 نفر حوارّيون آن حضرت  بودند و مشهورترين آنها نيز تا صبح به صليب كشيدن آن حضرت سه بار ايشان را تكذيب كرد بتواند با وجود تمام اين مصائب وهمچنين از دست دادن مولاي خود تا حدي پيشرفت كند كه امروز نزديك به 2 ميليارد مسيحي در دنيا باشد؟مصائب حضرت محمّد (ص) را فراموش كرده ايم؟فراموش كرده ايم كه چگونه كفّار بر اين نفس مقدّس هجوم بردند و سعي در قلع وقمع آن حضرت و يارانش را داشتند و مي خواستند كه شعله امر الهي را براي هميشه خاموش كنند؟آيا محاصره شِعبِ اَبي طالِب و تمام مشقّات آن حضرت را فراموش كرده ايم؟

آري، تاريخ باز هم تكرار شد و علماي ديانت اسلام به همان دليلي كه قاضي قيافا كه برترين علماي يهود بود با حضرت مسيح مخالفت كرد و به همان دليلي كه عموي رسول اكرم كه لقب ابوالحكم داشت به دليل عدم شناخت آن حضرت لقب ابوجهل گرفت و هنوز هم كه هنوزه بزرگان ديانت مسيح به نفي آن حضرت مي پردازند ، در اين ظهور هم علماي اسلام تمامي تلاششان را نه در اين 30 سال بلكه از 165 سال پيش به كار بستند تا شعله امر خداوند را خاموش كنند.حال پس از 165 سال با نگاهي به جامعه جهاني بهائي ،جامعه اي مشتمل بر حدود 10 ميليون نفركه شامل افرادي با پيشينه هاي قومي،نژادي ومذهبي مختلف مي باشد را مشاهده مي كنيم كه با حضور در  خيمه وحدت حضرت بها الله كينه هاي گذشته را به دست فراموشي سپرده و همه براي هدفي متعالي كه همانا وحدت تمام مردم دنيا كه همانا دست يافتني است، تلاش مي كنند. در تمام اين سالها جامعه جهاني بهائي در راه از بين بردن تعصّبات نژادي، نابرابري حقوق زنان و مردان ،رفع مشاكل اقتصادي ،حل بحران فساد اخلاقي و اجتماعي،حفظ محيط زيست،از بين بردن فقر مفرط و ساير موارد همكاري هاي سازنده اي با سازمان ملل و ديگر سازمان هاي بين المللي داشته است وخود اين جامعه كوچك نمونه اي از جهان مي باشد كه توانسته بوسيله تعاليم حضرت بها الله كه براي حلّ مشكلات دنياي امروز از جانب خداوند نازل شده تلاش نموده و  راه كارهاي عملي براي حلّ اين مشكلات  ارائه دهد.

هم وطنان شريف ، من به عنوان يك جوان بهائي از شما مي خواهم كه بيائيد با هم ،خالي از هرگونه تعصّب و خرافاتي كه در طول اين سالها در اذهان ما باقي گذاردند به سوالات زير فكر كنيم.

آيا تا بحال از خود پرسيده ايد كه چرا من به عنوان يك مسلمان سعي نكردم آيات قرآن را آنگونه كه هست بخوانم و هميشه اجازه دادم كه ديگران بجاي من فكر كنند وفهم خود را به من منتقل كنند؟

آيا فراموش كرده ايد آن حديث معروف نبوي را كه مي فرمايد:1ساعت تفكّر بهتر از 70 سال عبادت است؟آيا تا بحال حقيقتاً درباره احاديث وآيات فكر كرده ايم و يا اينكه آنها را همانگونه كه به ما آموخته اند قبول نموده ايم؟

آيا از خود پرسيده ايم كه جامعه اي كه به آن تهمت جاسوسي براي انگليس و آمريكا را مي زنند در آن زمان كه ايران تقريباًدر دست خود انگليس ها و روس ها بوده، ديگر چه نيازي به جاسوس داشته اند؟به فرض اينكه آنها در ايران جاسوس مي خواستند،آيا  در قطب شمال،آلاسكا،ايرلند،جاكارتا،كره،ژاپن،قبائل آپاچي،چين،اسپانيا،استراليا،افغانستان،پاناما،آلمان،هند،توگو،مالي،كانادا،اسكاتلند،تايلند،عراق،آچينو،زاپيتي، آنگولا،زولو،الجزاير،فنلاند،اجيبيا،فرانسه،آبا،و بسياري از نقاط جهان كه شايد اسم آن را هم تا بحال نشنيده ايم و حتي در خود انگليس،روسيه وآمريكا هم  جاسوس مي خواستند؟

در ايران حدود 300 هزار بهائي زندگي مي كند.همه آنها را مي شناسند ودر هر جا كه لازم باشد با شجاعت عقيده خود را بيان مي كنند.آيا تمام آنها،پير مرد وپير زني كه در شمال در منزلشان سوزانده شدند ويا جوان 18 ساله اي كه هيچ گونه موقعيّت پيشرفتي در اين كشور ندارد   هم جاسوس است؟مگر نه اين است كه يك جاسوس بايد هويّت خود را پنهان دارد؟ ديانت بهائي به آمار دايرة المعارف بريتانيكا از لحاظ گسترش پس از ديانت مسيح در جايگاه دوم مي باشد و در حدود 235 كشور جهان گسترش يافته  است .آيا در تمام اين كشورها جاسوس مي خواهند؟ .آيا جاسوسي را مي شناسيد كه با افتخار جانش را در اين راه فدا نمايد؟ دوستان عزيز حتماً فراموش  نكرديد كه يكي از تهمت هايي را هم كه به حضرت رسول اكرم مي زدند همين اتّهام جاسوسي بود .آري در قرآن مجيد سوره فرقان آيه4 ملاحظه كنيد كه آمده است كه به خود رسول اكرم هم تهمت جاسوسي خارجي ها را زده اند.

به قول يكي از نويسندگان،بهائيان در طول اين 30 سال حق استخدام شدن نداشتند،در ارتش هم كه نمي توانستند وارد شوند،به دانشگاه هم كه نمي توانستند بروند،وارد سيستم دولتي واطّلاعاتي وانتظامي هم كه نمي شدند،به هيچ گونه منابع اطّلاعات محرمانه هم كه دسترسي نداشتند،در طول اين سالها هم كه يا در زندان بودند و يا بازجوئي مي شدند ويا اعدامشان كرده اند.آيا اين افراد مي توانند جاسوس باشند ؟

آيا از خود پرسيده ايد كه جامعه بهائي در ايران،كه به تنهايي جمعيّتش از مجموع اقلّيت هاي ديگر ايران بيشتر مي باشد و بزرگترين اقلّيت مذهبي كشور محسوب مي شود پس از گذشت 30 سال تحمّل رنج هاي مختلف از اعدام عزيزانش گرفته تا محروميت از تحصيل ،اخراج از ادارات دولتي،قطع حقوق بازنشستگي،توقيف و مصادره املاك شخصي، و ابتدايي ترين حقوق شهروندي خود چطور امروز استوار تر از گذشته باقي و برقرار مي باشد و نه تنها دچار افسردگي و نا اميدي نشده،بلكه با عشق ناشي از ايمان به حضرت بها الله سعي در رفع سوء تفاهمات ميان خود و هموطنان شريفشان دارند؟مگرخداونددر قرآن شريف نفرمود: (اگر بعضي سخنان را به دروغ به ما نسبت مي دادند،دست راستش را مي گرفتيم وشاهرگش را قطع مي كرديم .سوره الحاقه آيات43تا46).پس چرا رگ حياتي اين جامعه  قطع نشد و بالعكس روز به روز مردم در سرتا سر دنيا بيشتر مشتاق آشنايي با تعاليم حيات بخش اين ديانت مي شوند؟يك شاعر آزاده مي گويد :تاجر بي متاع خود ببندد دكّان خود تو مبند.

حتماً اين اصطلاح را هم شنيده ايد كه درخت بي ثمر را كه سنگ نمي زنند.

آيا پرسيده ايد كه چطور يك جوان بهائي در حالي كه امروز مهمترين آمال يك جوان در ايران ورود به دانشگاه است حاضر به عدم شركت در دانشگاه مي شود ولي، در عقيده خود ثابت و راسخ مي ماند؟يا اينكه يك دختر 17 ساله در عنفوان جواني،حاضر نمي شود كه فقط يك كلمه بگويد مسلمانم و جان خود را فداي محبوبش مي كند؟

آيا تا بحال در مورد آيات زير از قرآن كريم فكر كرده ايد:

يا اَيُهاَالّذينَ ءامَنُوا إِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَاءِ فَتَبَيَّنُوا أَن تُوصيبُوا قُؤماً بِجَهالَة فَتُصبِحُوا عَلي ما فَعَلتُم نادمينَ.

اي مؤمنان،اگر فاسقي خبري براي شما آورد،در مورد آن تحقيق كنيد.مبادا كه از روي جهالت به قومي آسيب بزنيد وبهد پشيمان شويد.(حجرات آيه 6)

وَلِكُلِّ أُ مَّه أجَلٌ فَإذا جاءَ أجَلَهُم لا يَستأخُرونَ ساعَةً ولا يستَقدِمُون

براي هر امتي اجلي است.وقتي آن زمان برسد آنها نبايد آن را ساعتي به تأخير بيندازد ويا از آن پيشي بگيرند.(اعراف آيه34)

يا بني آدَم إمَّا يأتينَّكُم رُسُلٌ مِنكُم يَفُصُّونَ عَليكُم آياتي فَمَن أتَّقَي وأَصلَحَ فَلا خَوفٌ عَلَيِهم ولا هُم يَحزَنُون

اي بني آدم،البته البته مي آيند براي شما رسولاني كه آيات مرا براي شما مي خوانند وكسي كه با تقوا و صالح باشد ترسي وحزني براي او نيست. (اعراف آيه35)

أَفَكُلَّما جاءَكُم رَسوُلٌ بِما لا تَهوي أنفُسَكُم إستَكبَرتُم فَفَريقاً كَذَّبتُم وفَريقاً تَقتُلُون.

هرگاه آمد بر شما رسولاني كه موافق هواي نفس شما نبود،تكبّر كرديد،گروهي را تكذيب كرديد وگروهي را كشتيد.(سوره بقره)

  دوستان عزيز،از خود پرسيده ايد كه چرا اين جمعّيت مسيحيان به اسلام ايمان نياوردند؟نظر كشيشان مسيحي در مورد اسلام چيست؟مسيحيان مدعي اند كه حضرت محمّد مطابق بشارات كتاب مقدّسشان نيامده است.و در نهايت آيا ممكن نيست ما هم مثل يهودياني كه حضرت مسيح را نشناختند ومسيحياني كه حضرت محمّد را نشناختند،ما هم ظهور بعد از اسلام را نشناخته باشيم؟

هموطن عزيز من،امروز و اين لحظه تاريخي زماني است كه هر يك از ما بايد تلاش كنيم و پاسخي صادقانه براي هر يك از اين سوالات بيابيم.

بهائيان ايران آرزويي جز اعتلاي اين مرز وبوم ندارند چرا كه متعلّق به اين خاكند و چون حضرت بها الله از ايران ظهور نمودند نه تنها بهائيان ايران بلكه تمام بهائيان جهان اين خاك را مقدّس ترين نقطه عالم مي دانند وسعي در احياي اين ديار دارند.ما صميمانه سعي داريم تا دست در دست شما به آباداني اين كشور پردازيم.

اين هدف دست يافتني است به شرط آنكه همه باهم خالي از هرگونه تعصّب وكينه براي آن تلاش كنيم وبه يكديگر فرصت پيشرفت دهيم.

 

اين مقاله را با چند بيان از آثار حضرت بها الله به پايان مي برم.

حضرت بها الله مي فرمايند:

(دين الله و مذ هب الله از براي اتّحاد است آن را سبب اختلاف منمائيد.)

(رگ جهان در دست پزشك داناست،درد را مي بيند و به دانائي درمان مي كند.هر روز را رازي  وهر سر را آوازي .درد امروز را درماني و فردا را درماني ديگر.امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد.گيتي را ديده مي شود كه درد هاي بيكران فرا گرقته و اورا بر بستر ناكامي انداخته.آنان كه از باده خود بيني سرمست شده اند پزشك دانا را از او باز داشته اندو نه درد مي دانند ونه درمان مي شناسند.راست را كژ انگاشته اند ودوست را دشمن شمرده اند.)

و در نهايت:

(اي دوستان سراپرده يگانگي بلند شد ،به چشم بيگانگان يكديگر را مبينيد،همه بار يك داريد و برگ يك شاخسار.)

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

نرگس توسلیان فرزند شیرین عبادی در پی انتشار خبری در خبرگزاری ایرنا مبنی بر اینكه وی بهایی شده است جوابیه ای را به این سازمان ارسال كرد. متن نامه و جوابیه نرگس توسلیان به شرح زیر است:

سرپرست محترم ایرنا

 به پیوست متن ارسالی در پاسخ به خبر بهائی شدن اینجانب نرگس توسلیان در تاریخ 16/5/1387 و مقاله «اسارت در تور بهائیت» مورخ 18/5/1387 ارسال می گردد مقرر است دستور فرمائید آن را در سایت ایرنا درج نمایند.

 نرگس توسلیان

متن جوابیه به مقاله «اسارت در تور بهائیت»

 هر چند که بنده هم، همانند نویسندۀ شوخ طبع مقاله «اسارت در تور بهائیت» معتقدم که قلم را در جواب هر نوشته ای نباید فرسود، ولی پس از خواندن مقاله ایشان در سایت خبری ایرنا تصمیم گرفتم به خاطر چند دقیقه ای که نویسنده شوخ طبع خیال پرداز، مرا با مطلب خویش به خنده واداشته، منتی به ایشان نهاده و جوابی به مقاله ایشان بدهم هر چند که در ابتدا باید صراحتاً اعتراف کنم که نه در شوخ طبعی و نه در قوه تخیل یارای مقابله با نامبرده را ندارم.

 نکته اول آن که نویسنده محترم اینجانب را آن قدر بیکار و مشتاق خواندن مطالب سایت ایرنا فرض کرده که جواب ندادن من را ظرف مدت بیست و چهار ساعت دال بر تأئید بنده در گروییدن به دین بهائیت دانسته است.

 نویسنده محترم از قدرت خیال پردازی خود در زندگی خصوصی ما هم غافل نگردیده است تا بدان جا که سن من را سه سال بزرگتر نموده و با خواهر خود دوقلو پنداشته است - نگار را که در ماه اوت سال 2003 میلادی (یعنی دقیقاً چهار ماه قبل از دریافت جایزه صلح نوبل) با من که در ژانویه سال 2006 عازم کانادا شدم همسفر کرده است. البته واضح و مبرهن است که در عالم خیال فاصله و زمان معنایی ندارد و نویسنده هم که خیال پردازی بس توانا بوده است از این امکانات استفاده کرده است. نکتۀ جالب تر آن که خواهر بزرگتر اینجانب، نگار توسلیان تنها بعد از خواندن مقاله ایشان بود که متوجه گردید که کانادا را نه به قصد پیوستن به همسر خویش در آمریکا، بلکه به قصد فرار از دانشگاهی که یک استاد بهائی در آن تدریس می کند، ترک گفته است و از این جهت که تازه پس از دو سال به انگیزه خود پی برده است، از نویسنده محترم کمال تشکر را دارد.

 در مورد آقای دکتر پیام اخوان، اعلام می دارم که ایشان را به عنوان یکی از اساتید دوره فوق لیسانس خویش و انسانی بسیار شریف، گرامی و محترم می دارم ولی این امر را هیچ گاه به معنای تأئید مذهب ایشان (بهائیت) نمی دانم و همان طور که مادرم هم اعلام نموده به شیعه بودن خود افتخار می کنم و بسیار خرسند هستم که نماز خواندن را به راهنمایی و تشویق مادرم در سن شش سالگی و بسیار زودتر از سن تکلیف آغاز نمودم، ولی نمی دانم نویسنده محترم که ادعای اسلام دارند آیا شرمنده از تهمت های ناروای خود هستند یا خیر؟ نکته دیگر آن که مأموران حکومتی و به ظاهر دانشجو در دانشگاه مک گیل که بارها نظر اینجانب را در مورد دکتر اخوان جویا شده بودند چرا در قبال مزدی که می گیرند حاضر نیستند قبول زحمت کرده و اطلاعات صحیحی را مخابره کنند و با آبروی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، با درج اخبار نادرست بازی نکنند.

 دربارۀ «سازمان جمع آوری اسناد حقوق بشر» فقط می توانم عنوان کنم که بنده هیچ رابطه یا عضویت و وابستگی به این سازمان نداشته و ندارم و لذا در مورد آن هم اظهار نظری نمی کنم. نکته جالب توجه آنکه نویسنده خیال پرداز، بعد از اشاره به فعالیت من در این سازمان مطلب خویش را به وب سایت این سازمان ارجاع داده است که با مراجعه به آن می توان فهمید که هیچ ذکری از نام بنده در آن نشده است!

 سخن آخر آن که بنده به عنوان شاگرد کوچک نویسنده محترم در خیال پردازی و شوخ طبعی، به ایشان پیشنهاد می کنم که این همه استعداد را به جای به کارگیری در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در خلق آثار ادبی و طنز به کار گیرند، باشد که به نوائی برسند.

 نرگس توسلیان تاريخ خبر: بيست و يکم مرداد ۱۳۸۷ برابر با يازدهم اوت ۲۰۰۸

منبع خبر :‌ http://mahastim.com

همچنين براي ديدن بازتاب اين خبر روي سايت خبرگذاري ايرنا اينجا را كليك كنيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

 از دستگيري ياران عزيز ايران هفتاد روز ميگذرد و همچنان «جمعي از باوفاترين، ‌مطيع ترين،‌ با كفايت ترين و بيگناه ترين شهروندان» ايران زمين در سجن به سر مي برند.   متاسفانه اولياي امور همچنان نسبت به اجراي عدالت بي توجه مي نمايند، هرچند بي شك «يد غيبي الهي در كار است و جميع امور در قبضه قدرت اوست» ملتمسانه دست به درگاه حضرت احديت دراز مي كنيم ... همانا كه «يدالله فوق ايديهم»

بلی، تیر قضای الهی را سینه ی منیر دوستان لایق و کمند بلای نا متناهی را گردن عاشقان شائق...

چشم عبرت برگشا و از غیر دوست در پوش... چشم را از آب پاک کن و دل را از حزن بروب و قلب را از غم فارغ نما و به آهنگ ملیح برخوان:

گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله

دوستان عزیز و محبوب، دست به دست هم  به طور همزمان در هر جای ایران و جهان که باشیم از اول مرداد ماه به مدت يك هفته از ساعت 8 تا 12شب دعای زنجیره ای  برگذار کنیم و به دل میدانیم که به فرموده حضرت عبدالبهاء:

«در اين كور ملاحظه شد كه اين هَمَجِ رَعاع گمان نموده اند كه بقتل و غارت و نفي احباي الهي از بلاد توانند سراج قوت ربّاني را بيفسرند و شمس صمداني را از نور باز دارند، غافل از اين كه جميع اين بلايا به منزله دُهن است براي اشتعال اين مصباح، كَذلِكَ يُدَدِّلُ الله ما يَشاء و انَّه عَلي كلّ شعي ءٍ قدير»

از اينكه برنامه دعا را به ساير دوستان اطلاع ميدهيد سپاسگذاريم

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

برندگان جايزۀ نوبل خواستار آزادى زندانيان

بهائى شدند

شش برندۀ جايزۀ صلح نوبل در بيانيۀ مشتركى از حكومت ايران خواسته‌اند هفت عضو برجسته جامعۀ بهائى اين كشور را كه در تهران زندانى هستند فوراً آزاد كند.

اين شش نفر كه اعضاى ’نهاد زنان نوبل‘ هستند از حكومت ايران خواسته‌اند كه امنيت اين بهائيان را – كه بدون اتهام مشخص و حق مشاورۀ با وكيل در زندان اوين هستند – تضمين كند و آنان را بدون قيد و شرط آزاد سازد.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعه جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: ”ما از اين فعالان سرشناس بين المللى به خاطر درخواست آزادى دوستان بهائى خودمان، كه بدون هيچ دليلى و فقط به خاطر اعتقاداتشان زندانى هستند، تشكر مى كنيم.“

امضاءكننگان اين بيانيه عبارتند از:

  • بتى ويليامز و مايريد كاريگان مگواير، مؤسسين بنياد ”مردمِ صلح“ در ايرلند شمالى. برندگان صلح نوبل در سال ۱۹۷۶.

Betty Williams Mairead Corrigan
Betty Williams Mairead Corrigan

  • ريگوبرتا منچو تام، از پيش‌گامان دفاع از آشتى قومى-فرهنگى در موطن خودش گواتمالا. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۲.

Rigoberta Menchú Tum
Rigoberta Menchú

  • جودى ويليامز، استاد دانشگاه و از فعالان بين المللى براى ممنوعيت استفاده از مين. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۷.

Jody Williams
Jody Williams

  • دکتر شيرين عبادى، وكيل ايرانى حقوق بشر. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۳.

Shirin Ebadi
Shirin Ebadi

  • وانگارى موتا ماآتاى، استاد دانشگاه و فعال كنيائى محافظت از محيط زيست. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۴.

Wangari Muta Maathai
Wangari Muta Maathai

در بيانيۀ آنها كه روى سركاغذ ’نهاد زنان نوبل‘ منتشر شده آمده است: ”ما با نگرانى از خبر بازداشت شش عضو برجسته جامعه بهائيان ايران در روز ۱۴ مه ۲۰۰۸ آگاه شده‌ايم. ما مطلع هستيم كه خانم فريبا كمال آبادى، و آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى و وحيد تيزفهم اعضاى يك گروه غير رسمى معروف به ’ياران‘ هستند كه به امور اوليه جامعۀ بهائيان ايران رسيدگى مى‌كنند؛ همچنين مطلع هستيم كه عضو ديگر اين گروه خانم مهوش ثابت از پنجم مارس ۲۰۰۸ در بازداشت به سر مى‌برد؛ ما به اين وسيله نگرانى عميق خودمان را از تهديدهاى فزاينده و آزار جامعه بهائيان ايران اعلام مى كنيم.“

ما از حكومت ايران مى‌خواهيم كه امنيت اين افراد و آزادى فورى و بدون قيد و شرط آنها را فراهم كند.“

نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در سال ۲۰۰۶ توسط شش زن برندۀ اين جايزه از آمريكاى شمالى، آمريكاى لاتين، اروپا، خاورميانه، و آفريقا به منظور كمك به برقرارى صلح از طريق مشاركت با زنان در سراسر جهان تأسيس شد. تا به حال فقط دوازده زن موفق به دريافت جايزۀ نوبل شده‌اند.

دفتر ’نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در شهر اتاوا در كانادا قرار دارد.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

                              خانم مهوش ثابت و خانم فريبا كمال آبادي

امروز روز ولادت حضرت فاطمه شیر زن بی مثیل تاریخ اسلام است، ما حضرت فاطمه را با استقامت ، دلیری ، مهربانی و عشقش می شناسیم. ویژگیهایی که اینک مادران را با آن می شناسیم. مادرانی که از صمیم قلب دوستشان می داریم و به آنان عشق می ورزیم و در این روز به مناسبتی بس به جا آنان را ارج می نهیم.

ولی اینک جای دو مادر جامعه بهائیان ایران در میان ما خالیست. مادران تمامی بهائیان ایران : فریبا کمال آبادی و مهوش ثابت. مادرانی که با عشق و محبت فراوان برای اعتلای روحانی ایران می کوشیدند، امروز در بندند، امروز به جرم خیرخواهی ، به جرم عشق در بندند.

اکنون جامعه بهائیان ایران یک صدا فریاد می زند: "مادران عزیز، دوستتان داریم". باشد که قلب سنگین اولیای امور این ندا را بشنود و مادران و پدران جامعه بهائیان ایران را به آغوشش بازگرداند.

                                                                         ه.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

شیرین عبادی: تعصب، بزرگ‌ترین دشمن حقوق بشر است

متن كامل مصاحبه : http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/06/post_53.html

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
  سخنگوي قوه‌ قضائيه با بيان اينكه از سال گذشته ما شاهد نزول كاهش زندانيان بوديم، از محكوميت ۶ تن از بهائيان به اتهام اقدام عليه امنيت با شركت در تجمعي غيرقانوني خبر داد و گفت: اين افراد به ۲ سال حبس تعليقي محكوم شده‌اند.

لینک مربوطه :

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=56177

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
   
از چه هراس دارند؟




حالیا دیری از آن ایّام می‌گذرد که نهالی در شیراز کاشته شد و اندک اندک رشد کرد تا اینک به درختی 165 ساله رسیده است. در تمام این مدّت سعی فراوان شد تا این نهال رشد نکند و سایه‌افکن نشود و احدی را در ظلّ خود جذب و جمع نکند؛ امّا هیچکس را توان آن نبود که مانع از بزرگ شدن آن نهال به ظاهر ضعیف گردد. قتل‌عام‌ها، به زندان افکندن‌‎ها، مصادره اموال کردن‌ها، از خانه و کاشانه راندن‌ها و بسیاری از فجایعی که در تاریخ این نهال نورسته ثبت شده گویای مخالفت شدید با آن است. هرچه سرعت گسترش آن بیشتر می‌شود و بیش از پیش جلب انظار می‌نماید، وحشت مخالفین افزون‌تر می‌گردد و خوف دشمنانش بیشتر می‌گردد و حملاتشان وجوه بدیع‌تری به خود می‌گیرد و چون از هیچ ترفندی نتیجهء مطلوب خود را به دست نمی‌آورند، به حیلهء دیگری متوسّل می‌شوند که حاصل این یکی بهتر از قبلی نیست. تهمت و افترا که از همان اوائل ظهور این نهال جدید در حدیقهء الهی ابزار دست اعدا بود هر روز به شکلی جدید ظاهر شد؛ از تهمت‌های بی‌عفّتی و ناموسی گرفته تا جاسوسی و اینک تروریسم و کُشت و کشتار و بقیه قضایا که خود تهمت‌زنندگان هم به دروغگویی خود واقفند.


امّا، بحث من هیچیک از این موارد که بارها و بارها در نوشته‌ها و سخنان دیگران ذکر شده و بهائیان خودشان هم در ردّ آنها قلم‌فرسایی کرده‌اند نیست. سؤال من این است که از چه هراس دارند؟ از چه روی به این درخت پربار سنگ می‌زنند؟ از چه روی قصد دارند آن را از ریشه در آورند در حالی که وقتی فقط نهالی بود نتوانستند؟ این دیانت (که از دید بعضی‌ها نه دین است و نه فرقه و نه حتّی فکر و عقیده) اگر از بنیاد هیچ است، از برای شما چه ضرری و خطری ایجاد کرده که اینطور به هراس افتاده‌اید و تیغ تیز تهمت و افترا را متوجّه آن ساخته‌اید؟


این سؤال را از پیروان این افراد نیز دارم. ابتدا بگویم که از نظر حضرت بهاءالله، شما، ای پیروان، اگر ایمان و عقیدهء خود را موکول به تأیید علمایتان نمی‌کردید، این گروه را نیز از موهبت تحقیق و ایمان محروم نمی‌ساختید. لهذا، بخشی از سنگینی این بار به دوش شما است. دوم این که، خداوند به شما عقل داده، هوش داده، استعداد داده تا به کار بگیرید نه آن که طوطی‌صفت سخنان پیشوایان دینی خود را تکرار کنید یا به آن متشبّث شوید و نتوانید راه را از چاه تشخیص دهید. اندکی بیندیشید ببینید که جامعهء بهائی چه خطری برای روحانیون دارد که اینگونه به هراس افتاده‌اند که بدون هیچ دلیل و مدرکی انفجار محلّی را به اینها نسبت می‌دهند یا به سایر اتّهامات روی آورده‌اند. جز این است که مقام و منصب به خطر می‌افتد و اگر پیروان به تحقیق واقعی بپردازند و پی به حقایق ببرند، پای منبر آنها دیگر کسی جمع نخواهد شد و سخنان بی پایه و اساسشان را گوش نخواهد داد؟ شاید بگویید که بهائیان نیز باید چنین کنند و خود به تحقیق بپردازند؛ تا به حال مشاهده کرده‌اید که یکی از بهائیان به بیان تهمت و افترایی علیه سایر ادیان بپردازد یا نسبت ناروایی به پیروان آنها بدهد؟ فقط از دیگران دعوت کرده‌اند که بیایید گفتگو نماییم که آن را نیز از آنها دریغ نموده‌اند.

دیانت بهائی تنها مقصودی که دارد حلّ مشکلات جهان است و در این سبیل به بیان راه حل‌ها می‌پردازد و تعالیم خود را برای اصلاح عالم عرضه می‌دارد. آیا اگر عالم اصلاح شود، اگر اختلافات از میان برداشته شود، همه در صلح و صلاح زندگی کنند، کسی دشمن کسی نباشد، تعصّبات بین مذاهب،‌ بین زن و مرد، بین سیاه و سفید برداشته شود، مرزهای کشورها مانع از معاشرت مردمان نگردد، کسی کسی را بیگانه نپندارد عیبی خواهد داشت؟ از برای رضای خدا، نه برای حفظ بهائیان از آسیب‎ها و بلاها، قدری بیندیشید که اینهمه هراس روحانیون از چیست. بهائیان به این مصائب سالها است عادت کرده‌اند امّا جهت اصلاح عالم خلق شده‌اند و همچنان به فعّالیت خود در این زمینه ادامه خواهند داد و این امید، بل باور، را دارند که جهان محکوم است اصلاح گردد، چه که با این بیماری که سراسر وجودش را احاطه کرده، اگر مداوا نشود محکوم به مرگ خواهد بود. اگر مردمان پزشک دانا را از درمان بیمار باز داشته‌اند، خود و دیگران را گرفتار نموده‌اند؛ نه درد می‌دانند نه درمان می‎شناسند؛ اینها پزشک‎نمایانند نه پزشکان راستین.


مگر نه آن که نمرود را کاهنان واداشتند حضرت ابراهیم را به آتش افکند؛ مگر نه آن که کاهنان فرعون را مجبور کردند به حضرت موسی فشار آورد؛ مگر نه آن که حنّان و قیافا، رئیس علمای یهود و قاضی القضّات یهودیان حضرت مسیح را به مرگ محکوم کردند؛ مگر نه آن که امثال عبدالله اُبَیْ و علمای مکّه و مدینه به مخالفت با حضرت رسول قیام کردند و بلال حبشی ایمان آورد؟ در جمیع ادوار علمای هر دور به مخالفت قیام کردند. از چه هراس داشتند که با همهء توان با رسولان خداوند مخالفت می‌کردند؟ باید قدری بیندیشیم و پی به حقیقت ببریم. جانتان خوش باد
 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

 

                                  

                                                       یاران ایران

 

 

در سحرگاه 25 اردیبهشت ماه، یاکریم ِ کوچک باغچه صدایی نه مانند همیشه، خفه و دلتنگ برآورد.

زمان از حرکت باز نمی ایستد ولی زمانه رسم یکسانی دارد.

هفت راست قامت در نبرد نور و ظلمت دیگر بار ایستاده اند، و نه دیگر هفت که دروغیست عیان، که هزاران هزار دراین پیکار راست قامتانند و رویین تنان.

مگر شعاع نیرومند آفتاب را یارای پنهان کردن و پوشیدن است شما راای خفاشان تاریکی پرست و کوته دست؟!

مگر بارش باران حقیقت را توان مقاوت است یکایکتان را ای همه خشکی طلبان ترک خورده زبان؟!

مگر آینۀ تاریخ را شکسته اید دیگر بار و عبرت نیاموخته اید هنوز؟

به کدامین ریسمان ِنیاویخته چنگ زده اید که درحال سقوط در چاه غفلتها و خفتها هستید؟

ز کدامین خشت و آجر این بنا را بنا کرده اید که چنین سست در حال فرو ریختنید؟

عهد نبسته اید و وفاداران ِ پیمان را به حسرت نشسته اید!

کتاب خدا به دستید و حرمت قران شکسته اید!

زنجیربندِ  تنید و زنهارها به خود بسته اید!

به حقیقت نگریسته اید همچون کوردلان،

به ظلم دست گشوده اید بسان ضحاک مار بر دوش،

به نبرد نابرابر رفته اید و می دانید سلاح همرزمانتان بیان است و صبوری،

به غرقه در دریا خبر از طوفان می دهید!

و نمی دانید که

 "محبان کوی محبوب و محرمان حریم مقصود از بلا پروا ندارند ... دست از جان  برداشته اند  و عزم جانان نموده اند"

نه تنها  محبوب ِ مظلوم را منفور  دانستید و  موعود منتظر را به غفلت خویش کالبد عنصری بشکستید که هزاران هزار روح پاک با صفا را درهوای محبتش معلق ساختید و به دار ظلم آویختید.

اگر چه جان به جانان رساندید و حبیب به محبوب واصل  کردید، برای خود چه  کردید و چه ساختید و چه خواستید؟ بهشت پر زحور یا مقام و جاه موفور؟

اینان که امروز، دیگر بار به دستان خونبارتان برده اید، همان شیرمردان و زنانند که دیروز به گمان خویش بردید تا هراسشان بر ایمان پیروز شود که نشد! اینان همان محمودی ها و اصدقی ها و مرکزی ها هستند، همان محبوبی ها، سمندری ها و یلدایی ها، همان منا و رویا و زرین، همان شبرخ، کاوه، سیمین.

 

"ماهی معنوی از خرابی کشتی چه پروا دارد و روح قدسی از خرابی تن ظاهری چه اندیشه نماید ؟"

 

 درسحرگاه امروز، دانستم که آنچه برقرار و پایدار است عشق و ایمانیست  که  آدمی  را به  ترک آنچه هست و نیست  وا می دارد، عشق به حقیقت خواهی و حق گویی، عشق به آدمی و عالمی و ایمان به اینکه ایستادگی رمز نوربخشیدن است، آنچه بحران را به پیروزی منتهی می سازد سلاح و تیرو پیکار نیست، شجاعت است و ایثار، آگاهی است و آزادگی، و من تا آخرین حرفی که می توان نوشت بر کاغذ می نویسم ...

                                       

                               زنده دل باید در این ره صد هزار    

                                                              تا کند در هر نفس صد جان نثار

 

                                                                                                                               ا. د

                                                                                                        ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

                                            

 

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

         

بلی، تیر قضای الهی را سینه ی منیر دوستان لایق و کمند بلای نا متناهی را گردن عاشقان شائق...

دوستان عزیز و محبوب، خالصانه از شما عزیزان تقاضا داریم که برای آزادی هرچه زودتر یاران عزیز ایران به طور همزمان از تاریخ 2/3/87 هر شب از ساعت 8 تا 12به مدت یک هفته به جمع دعای زنجیره ای ما بپیوندید.

چشم عبرت برگشا و از غیر دوست در پوش... چشم را از آب پاک کن و دل را از حزن بروب و

قلب را از غم فارغ نما و به آهنگ ملیح برخوان:

گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله

(این مطلب رو برای دیگران نیز بفرستید)

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
       

با تشکر از شما دوستانی در این راه همراه ما هستید ....

 
 
   |