تبليغاتX
آزادی آزادگان
 
   
     
 
 
 

ایران آباد...

 دوستان عزيز  

نزديك به 4 ماه از دستگيري هيئت مديره جامعه بهائيان ايران مي گذرد و خانواده هاي اين عزيزان در طول اين مدّت از هيچ گونه اقدامي در راستاي دفاع از حقوق نه فقط اين عزيزان بلكه، حقوق جامعه بهايي ايران دريغ نكرده اند چرا كه اين افراد نمايندگان تمام بهائيان ايرانند.در مورد دستگيري اين دوستان و جزئيات آن حتماً از طريق سايت ها وخبر گزاري هاي مختلف مطّلع شده ايد . قريب به 3 دهه است كه بهائيان ايران با تمام مشكلاتي كه در ادامه مطلب به جزئيّات آن مي پردازم مواجه بوده اند. تمام اين وقايع انگيزه نگارش اين مقاله را در من ايجاد كرده است.

بياييد به كمي قبل، نه 30 سال پيش بلكه به حدود165 سال پيش برگرديم. .در سال 1260 جواني 25 ساله بنام حضرت باب اعلام مي كنند كه پيامبر جديد هستند و هدف از ظهورشان آمادگي نفوس براي ظهور پيامبري است كه قرن هاست  اديان الهي به ظهورش بشارت مي دهند كه وقتي مي آيد جهان ،جهان ديگر شود و گرگ وميش بر سر يك چشمه آب مي نوشند و جهان از عدل و صلح الهي برخوردار مي شود. .تعداد زيادي از مردم عادي وهمچنين تعداد زيادي از علماي عِظام وقت به وي مؤمن شدند و نزديك به 20 هزار نفراز شيعيان تازه مؤمن به آن حضرت، جان خود را در اين راه فدا نمودند.هدف مروري موجز بر تاريخ است و براي جزئيّات بيشتر مي توانيد به سايت هاي معتبر بهايي و كتابخانه بهايي مراجعه ومطالعه بفرمائيد.چند سال بعد ودر سال 1266 حضرت باب را به تحريك علما  وبه دستور امير كبير وزير وقت، در سربازخانه تبريز اعدام كردند.دولت وقت كه به خيال خود با از بين بردن حضرت اعلي سعي در نابودي ديانت آن حضرت و پيروانش را داشت، در ادامه  حضرت بها الله راكه به واسطه تلاش در پيشبرد اهداف حضرت باب رنج زيادي را متحمّل شده بودند، پس از 4 ماه حبس در سياه چال طهران كه به گواه تاريخ متعفّن ترين زندان ايران در آن زمان بود ودر همين زمان براي نخستين بار وحي الهي بر ايشان نازل شد به بغداد تبعيد و در همانجا    به طور علني اعلام نمودند كه موعود جميع كتب و اديان كه حضرت باب به ظهور قريب الوقوعش وعده داده بودند مي باشند.دولت ايران كه از گسترش ديانت بهائي هراسان بود ايشان را به استامبول فعلي كه در آن زمان در قلمرو عثماني بود و سپس عكا كه  آن نيز در قلمرو عثماني بود فرستادند تا اين ديانت نو پا كه اميد تازه اي را در قلوب مردم نسبت به آينده اي روشن براي جهان و فردايي بهتر ايجاد نموده بود را به كلّي خاموش كنند.

دوستان عزيز ،اين حوادث وبلايايي كه بر سر جامعه بهائي آمده ،سنّتي است كه در طول تاريخ اديان وجود داشته و خواهد داشت ولي، با اين تفاوت كه در هر دوره اين حوادث تكرار مي شود و ما غافل از آن هستيم كه ما هم ممكن است همان نقشي كه برخي از پيروان نا آگاه اديان گذشته در قبال اديان جديد داشتند را ايفا نمائيم ولي، بيائيد براي يكبار هم كه شده، ذهنمان را از آنچه گفته اند وشنيده ايم خالي ساخته وبا چشم خود حقيقت را جستجو كنيم.

آيا هرگز مي توانستيم تصوّر كنيم كه ديانت تازه تأسيس حضرت مسيح كه آن طور مورد هجوم پيروان و علماي يهود بود ، همچنين تنها پيروانش، كه 12 نفر حوارّيون آن حضرت  بودند و مشهورترين آنها نيز تا صبح به صليب كشيدن آن حضرت سه بار ايشان را تكذيب كرد بتواند با وجود تمام اين مصائب وهمچنين از دست دادن مولاي خود تا حدي پيشرفت كند كه امروز نزديك به 2 ميليارد مسيحي در دنيا باشد؟مصائب حضرت محمّد (ص) را فراموش كرده ايم؟فراموش كرده ايم كه چگونه كفّار بر اين نفس مقدّس هجوم بردند و سعي در قلع وقمع آن حضرت و يارانش را داشتند و مي خواستند كه شعله امر الهي را براي هميشه خاموش كنند؟آيا محاصره شِعبِ اَبي طالِب و تمام مشقّات آن حضرت را فراموش كرده ايم؟

آري، تاريخ باز هم تكرار شد و علماي ديانت اسلام به همان دليلي كه قاضي قيافا كه برترين علماي يهود بود با حضرت مسيح مخالفت كرد و به همان دليلي كه عموي رسول اكرم كه لقب ابوالحكم داشت به دليل عدم شناخت آن حضرت لقب ابوجهل گرفت و هنوز هم كه هنوزه بزرگان ديانت مسيح به نفي آن حضرت مي پردازند ، در اين ظهور هم علماي اسلام تمامي تلاششان را نه در اين 30 سال بلكه از 165 سال پيش به كار بستند تا شعله امر خداوند را خاموش كنند.حال پس از 165 سال با نگاهي به جامعه جهاني بهائي ،جامعه اي مشتمل بر حدود 10 ميليون نفركه شامل افرادي با پيشينه هاي قومي،نژادي ومذهبي مختلف مي باشد را مشاهده مي كنيم كه با حضور در  خيمه وحدت حضرت بها الله كينه هاي گذشته را به دست فراموشي سپرده و همه براي هدفي متعالي كه همانا وحدت تمام مردم دنيا كه همانا دست يافتني است، تلاش مي كنند. در تمام اين سالها جامعه جهاني بهائي در راه از بين بردن تعصّبات نژادي، نابرابري حقوق زنان و مردان ،رفع مشاكل اقتصادي ،حل بحران فساد اخلاقي و اجتماعي،حفظ محيط زيست،از بين بردن فقر مفرط و ساير موارد همكاري هاي سازنده اي با سازمان ملل و ديگر سازمان هاي بين المللي داشته است وخود اين جامعه كوچك نمونه اي از جهان مي باشد كه توانسته بوسيله تعاليم حضرت بها الله كه براي حلّ مشكلات دنياي امروز از جانب خداوند نازل شده تلاش نموده و  راه كارهاي عملي براي حلّ اين مشكلات  ارائه دهد.

هم وطنان شريف ، من به عنوان يك جوان بهائي از شما مي خواهم كه بيائيد با هم ،خالي از هرگونه تعصّب و خرافاتي كه در طول اين سالها در اذهان ما باقي گذاردند به سوالات زير فكر كنيم.

آيا تا بحال از خود پرسيده ايد كه چرا من به عنوان يك مسلمان سعي نكردم آيات قرآن را آنگونه كه هست بخوانم و هميشه اجازه دادم كه ديگران بجاي من فكر كنند وفهم خود را به من منتقل كنند؟

آيا فراموش كرده ايد آن حديث معروف نبوي را كه مي فرمايد:1ساعت تفكّر بهتر از 70 سال عبادت است؟آيا تا بحال حقيقتاً درباره احاديث وآيات فكر كرده ايم و يا اينكه آنها را همانگونه كه به ما آموخته اند قبول نموده ايم؟

آيا از خود پرسيده ايم كه جامعه اي كه به آن تهمت جاسوسي براي انگليس و آمريكا را مي زنند در آن زمان كه ايران تقريباًدر دست خود انگليس ها و روس ها بوده، ديگر چه نيازي به جاسوس داشته اند؟به فرض اينكه آنها در ايران جاسوس مي خواستند،آيا  در قطب شمال،آلاسكا،ايرلند،جاكارتا،كره،ژاپن،قبائل آپاچي،چين،اسپانيا،استراليا،افغانستان،پاناما،آلمان،هند،توگو،مالي،كانادا،اسكاتلند،تايلند،عراق،آچينو،زاپيتي، آنگولا،زولو،الجزاير،فنلاند،اجيبيا،فرانسه،آبا،و بسياري از نقاط جهان كه شايد اسم آن را هم تا بحال نشنيده ايم و حتي در خود انگليس،روسيه وآمريكا هم  جاسوس مي خواستند؟

در ايران حدود 300 هزار بهائي زندگي مي كند.همه آنها را مي شناسند ودر هر جا كه لازم باشد با شجاعت عقيده خود را بيان مي كنند.آيا تمام آنها،پير مرد وپير زني كه در شمال در منزلشان سوزانده شدند ويا جوان 18 ساله اي كه هيچ گونه موقعيّت پيشرفتي در اين كشور ندارد   هم جاسوس است؟مگر نه اين است كه يك جاسوس بايد هويّت خود را پنهان دارد؟ ديانت بهائي به آمار دايرة المعارف بريتانيكا از لحاظ گسترش پس از ديانت مسيح در جايگاه دوم مي باشد و در حدود 235 كشور جهان گسترش يافته  است .آيا در تمام اين كشورها جاسوس مي خواهند؟ .آيا جاسوسي را مي شناسيد كه با افتخار جانش را در اين راه فدا نمايد؟ دوستان عزيز حتماً فراموش  نكرديد كه يكي از تهمت هايي را هم كه به حضرت رسول اكرم مي زدند همين اتّهام جاسوسي بود .آري در قرآن مجيد سوره فرقان آيه4 ملاحظه كنيد كه آمده است كه به خود رسول اكرم هم تهمت جاسوسي خارجي ها را زده اند.

به قول يكي از نويسندگان،بهائيان در طول اين 30 سال حق استخدام شدن نداشتند،در ارتش هم كه نمي توانستند وارد شوند،به دانشگاه هم كه نمي توانستند بروند،وارد سيستم دولتي واطّلاعاتي وانتظامي هم كه نمي شدند،به هيچ گونه منابع اطّلاعات محرمانه هم كه دسترسي نداشتند،در طول اين سالها هم كه يا در زندان بودند و يا بازجوئي مي شدند ويا اعدامشان كرده اند.آيا اين افراد مي توانند جاسوس باشند ؟

آيا از خود پرسيده ايد كه جامعه بهائي در ايران،كه به تنهايي جمعيّتش از مجموع اقلّيت هاي ديگر ايران بيشتر مي باشد و بزرگترين اقلّيت مذهبي كشور محسوب مي شود پس از گذشت 30 سال تحمّل رنج هاي مختلف از اعدام عزيزانش گرفته تا محروميت از تحصيل ،اخراج از ادارات دولتي،قطع حقوق بازنشستگي،توقيف و مصادره املاك شخصي، و ابتدايي ترين حقوق شهروندي خود چطور امروز استوار تر از گذشته باقي و برقرار مي باشد و نه تنها دچار افسردگي و نا اميدي نشده،بلكه با عشق ناشي از ايمان به حضرت بها الله سعي در رفع سوء تفاهمات ميان خود و هموطنان شريفشان دارند؟مگرخداونددر قرآن شريف نفرمود: (اگر بعضي سخنان را به دروغ به ما نسبت مي دادند،دست راستش را مي گرفتيم وشاهرگش را قطع مي كرديم .سوره الحاقه آيات43تا46).پس چرا رگ حياتي اين جامعه  قطع نشد و بالعكس روز به روز مردم در سرتا سر دنيا بيشتر مشتاق آشنايي با تعاليم حيات بخش اين ديانت مي شوند؟يك شاعر آزاده مي گويد :تاجر بي متاع خود ببندد دكّان خود تو مبند.

حتماً اين اصطلاح را هم شنيده ايد كه درخت بي ثمر را كه سنگ نمي زنند.

آيا پرسيده ايد كه چطور يك جوان بهائي در حالي كه امروز مهمترين آمال يك جوان در ايران ورود به دانشگاه است حاضر به عدم شركت در دانشگاه مي شود ولي، در عقيده خود ثابت و راسخ مي ماند؟يا اينكه يك دختر 17 ساله در عنفوان جواني،حاضر نمي شود كه فقط يك كلمه بگويد مسلمانم و جان خود را فداي محبوبش مي كند؟

آيا تا بحال در مورد آيات زير از قرآن كريم فكر كرده ايد:

يا اَيُهاَالّذينَ ءامَنُوا إِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَاءِ فَتَبَيَّنُوا أَن تُوصيبُوا قُؤماً بِجَهالَة فَتُصبِحُوا عَلي ما فَعَلتُم نادمينَ.

اي مؤمنان،اگر فاسقي خبري براي شما آورد،در مورد آن تحقيق كنيد.مبادا كه از روي جهالت به قومي آسيب بزنيد وبهد پشيمان شويد.(حجرات آيه 6)

وَلِكُلِّ أُ مَّه أجَلٌ فَإذا جاءَ أجَلَهُم لا يَستأخُرونَ ساعَةً ولا يستَقدِمُون

براي هر امتي اجلي است.وقتي آن زمان برسد آنها نبايد آن را ساعتي به تأخير بيندازد ويا از آن پيشي بگيرند.(اعراف آيه34)

يا بني آدَم إمَّا يأتينَّكُم رُسُلٌ مِنكُم يَفُصُّونَ عَليكُم آياتي فَمَن أتَّقَي وأَصلَحَ فَلا خَوفٌ عَلَيِهم ولا هُم يَحزَنُون

اي بني آدم،البته البته مي آيند براي شما رسولاني كه آيات مرا براي شما مي خوانند وكسي كه با تقوا و صالح باشد ترسي وحزني براي او نيست. (اعراف آيه35)

أَفَكُلَّما جاءَكُم رَسوُلٌ بِما لا تَهوي أنفُسَكُم إستَكبَرتُم فَفَريقاً كَذَّبتُم وفَريقاً تَقتُلُون.

هرگاه آمد بر شما رسولاني كه موافق هواي نفس شما نبود،تكبّر كرديد،گروهي را تكذيب كرديد وگروهي را كشتيد.(سوره بقره)

  دوستان عزيز،از خود پرسيده ايد كه چرا اين جمعّيت مسيحيان به اسلام ايمان نياوردند؟نظر كشيشان مسيحي در مورد اسلام چيست؟مسيحيان مدعي اند كه حضرت محمّد مطابق بشارات كتاب مقدّسشان نيامده است.و در نهايت آيا ممكن نيست ما هم مثل يهودياني كه حضرت مسيح را نشناختند ومسيحياني كه حضرت محمّد را نشناختند،ما هم ظهور بعد از اسلام را نشناخته باشيم؟

هموطن عزيز من،امروز و اين لحظه تاريخي زماني است كه هر يك از ما بايد تلاش كنيم و پاسخي صادقانه براي هر يك از اين سوالات بيابيم.

بهائيان ايران آرزويي جز اعتلاي اين مرز وبوم ندارند چرا كه متعلّق به اين خاكند و چون حضرت بها الله از ايران ظهور نمودند نه تنها بهائيان ايران بلكه تمام بهائيان جهان اين خاك را مقدّس ترين نقطه عالم مي دانند وسعي در احياي اين ديار دارند.ما صميمانه سعي داريم تا دست در دست شما به آباداني اين كشور پردازيم.

اين هدف دست يافتني است به شرط آنكه همه باهم خالي از هرگونه تعصّب وكينه براي آن تلاش كنيم وبه يكديگر فرصت پيشرفت دهيم.

 

اين مقاله را با چند بيان از آثار حضرت بها الله به پايان مي برم.

حضرت بها الله مي فرمايند:

(دين الله و مذ هب الله از براي اتّحاد است آن را سبب اختلاف منمائيد.)

(رگ جهان در دست پزشك داناست،درد را مي بيند و به دانائي درمان مي كند.هر روز را رازي  وهر سر را آوازي .درد امروز را درماني و فردا را درماني ديگر.امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد.گيتي را ديده مي شود كه درد هاي بيكران فرا گرقته و اورا بر بستر ناكامي انداخته.آنان كه از باده خود بيني سرمست شده اند پزشك دانا را از او باز داشته اندو نه درد مي دانند ونه درمان مي شناسند.راست را كژ انگاشته اند ودوست را دشمن شمرده اند.)

و در نهايت:

(اي دوستان سراپرده يگانگي بلند شد ،به چشم بيگانگان يكديگر را مبينيد،همه بار يك داريد و برگ يك شاخسار.)

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

نرگس توسلیان فرزند شیرین عبادی در پی انتشار خبری در خبرگزاری ایرنا مبنی بر اینكه وی بهایی شده است جوابیه ای را به این سازمان ارسال كرد. متن نامه و جوابیه نرگس توسلیان به شرح زیر است:

سرپرست محترم ایرنا

 به پیوست متن ارسالی در پاسخ به خبر بهائی شدن اینجانب نرگس توسلیان در تاریخ 16/5/1387 و مقاله «اسارت در تور بهائیت» مورخ 18/5/1387 ارسال می گردد مقرر است دستور فرمائید آن را در سایت ایرنا درج نمایند.

 نرگس توسلیان

متن جوابیه به مقاله «اسارت در تور بهائیت»

 هر چند که بنده هم، همانند نویسندۀ شوخ طبع مقاله «اسارت در تور بهائیت» معتقدم که قلم را در جواب هر نوشته ای نباید فرسود، ولی پس از خواندن مقاله ایشان در سایت خبری ایرنا تصمیم گرفتم به خاطر چند دقیقه ای که نویسنده شوخ طبع خیال پرداز، مرا با مطلب خویش به خنده واداشته، منتی به ایشان نهاده و جوابی به مقاله ایشان بدهم هر چند که در ابتدا باید صراحتاً اعتراف کنم که نه در شوخ طبعی و نه در قوه تخیل یارای مقابله با نامبرده را ندارم.

 نکته اول آن که نویسنده محترم اینجانب را آن قدر بیکار و مشتاق خواندن مطالب سایت ایرنا فرض کرده که جواب ندادن من را ظرف مدت بیست و چهار ساعت دال بر تأئید بنده در گروییدن به دین بهائیت دانسته است.

 نویسنده محترم از قدرت خیال پردازی خود در زندگی خصوصی ما هم غافل نگردیده است تا بدان جا که سن من را سه سال بزرگتر نموده و با خواهر خود دوقلو پنداشته است - نگار را که در ماه اوت سال 2003 میلادی (یعنی دقیقاً چهار ماه قبل از دریافت جایزه صلح نوبل) با من که در ژانویه سال 2006 عازم کانادا شدم همسفر کرده است. البته واضح و مبرهن است که در عالم خیال فاصله و زمان معنایی ندارد و نویسنده هم که خیال پردازی بس توانا بوده است از این امکانات استفاده کرده است. نکتۀ جالب تر آن که خواهر بزرگتر اینجانب، نگار توسلیان تنها بعد از خواندن مقاله ایشان بود که متوجه گردید که کانادا را نه به قصد پیوستن به همسر خویش در آمریکا، بلکه به قصد فرار از دانشگاهی که یک استاد بهائی در آن تدریس می کند، ترک گفته است و از این جهت که تازه پس از دو سال به انگیزه خود پی برده است، از نویسنده محترم کمال تشکر را دارد.

 در مورد آقای دکتر پیام اخوان، اعلام می دارم که ایشان را به عنوان یکی از اساتید دوره فوق لیسانس خویش و انسانی بسیار شریف، گرامی و محترم می دارم ولی این امر را هیچ گاه به معنای تأئید مذهب ایشان (بهائیت) نمی دانم و همان طور که مادرم هم اعلام نموده به شیعه بودن خود افتخار می کنم و بسیار خرسند هستم که نماز خواندن را به راهنمایی و تشویق مادرم در سن شش سالگی و بسیار زودتر از سن تکلیف آغاز نمودم، ولی نمی دانم نویسنده محترم که ادعای اسلام دارند آیا شرمنده از تهمت های ناروای خود هستند یا خیر؟ نکته دیگر آن که مأموران حکومتی و به ظاهر دانشجو در دانشگاه مک گیل که بارها نظر اینجانب را در مورد دکتر اخوان جویا شده بودند چرا در قبال مزدی که می گیرند حاضر نیستند قبول زحمت کرده و اطلاعات صحیحی را مخابره کنند و با آبروی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، با درج اخبار نادرست بازی نکنند.

 دربارۀ «سازمان جمع آوری اسناد حقوق بشر» فقط می توانم عنوان کنم که بنده هیچ رابطه یا عضویت و وابستگی به این سازمان نداشته و ندارم و لذا در مورد آن هم اظهار نظری نمی کنم. نکته جالب توجه آنکه نویسنده خیال پرداز، بعد از اشاره به فعالیت من در این سازمان مطلب خویش را به وب سایت این سازمان ارجاع داده است که با مراجعه به آن می توان فهمید که هیچ ذکری از نام بنده در آن نشده است!

 سخن آخر آن که بنده به عنوان شاگرد کوچک نویسنده محترم در خیال پردازی و شوخ طبعی، به ایشان پیشنهاد می کنم که این همه استعداد را به جای به کارگیری در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در خلق آثار ادبی و طنز به کار گیرند، باشد که به نوائی برسند.

 نرگس توسلیان تاريخ خبر: بيست و يکم مرداد ۱۳۸۷ برابر با يازدهم اوت ۲۰۰۸

منبع خبر :‌ http://mahastim.com

همچنين براي ديدن بازتاب اين خبر روي سايت خبرگذاري ايرنا اينجا را كليك كنيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

 از دستگيري ياران عزيز ايران هفتاد روز ميگذرد و همچنان «جمعي از باوفاترين، ‌مطيع ترين،‌ با كفايت ترين و بيگناه ترين شهروندان» ايران زمين در سجن به سر مي برند.   متاسفانه اولياي امور همچنان نسبت به اجراي عدالت بي توجه مي نمايند، هرچند بي شك «يد غيبي الهي در كار است و جميع امور در قبضه قدرت اوست» ملتمسانه دست به درگاه حضرت احديت دراز مي كنيم ... همانا كه «يدالله فوق ايديهم»

بلی، تیر قضای الهی را سینه ی منیر دوستان لایق و کمند بلای نا متناهی را گردن عاشقان شائق...

چشم عبرت برگشا و از غیر دوست در پوش... چشم را از آب پاک کن و دل را از حزن بروب و قلب را از غم فارغ نما و به آهنگ ملیح برخوان:

گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله

دوستان عزیز و محبوب، دست به دست هم  به طور همزمان در هر جای ایران و جهان که باشیم از اول مرداد ماه به مدت يك هفته از ساعت 8 تا 12شب دعای زنجیره ای  برگذار کنیم و به دل میدانیم که به فرموده حضرت عبدالبهاء:

«در اين كور ملاحظه شد كه اين هَمَجِ رَعاع گمان نموده اند كه بقتل و غارت و نفي احباي الهي از بلاد توانند سراج قوت ربّاني را بيفسرند و شمس صمداني را از نور باز دارند، غافل از اين كه جميع اين بلايا به منزله دُهن است براي اشتعال اين مصباح، كَذلِكَ يُدَدِّلُ الله ما يَشاء و انَّه عَلي كلّ شعي ءٍ قدير»

از اينكه برنامه دعا را به ساير دوستان اطلاع ميدهيد سپاسگذاريم

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

برندگان جايزۀ نوبل خواستار آزادى زندانيان

بهائى شدند

شش برندۀ جايزۀ صلح نوبل در بيانيۀ مشتركى از حكومت ايران خواسته‌اند هفت عضو برجسته جامعۀ بهائى اين كشور را كه در تهران زندانى هستند فوراً آزاد كند.

اين شش نفر كه اعضاى ’نهاد زنان نوبل‘ هستند از حكومت ايران خواسته‌اند كه امنيت اين بهائيان را – كه بدون اتهام مشخص و حق مشاورۀ با وكيل در زندان اوين هستند – تضمين كند و آنان را بدون قيد و شرط آزاد سازد.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعه جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: ”ما از اين فعالان سرشناس بين المللى به خاطر درخواست آزادى دوستان بهائى خودمان، كه بدون هيچ دليلى و فقط به خاطر اعتقاداتشان زندانى هستند، تشكر مى كنيم.“

امضاءكننگان اين بيانيه عبارتند از:

  • بتى ويليامز و مايريد كاريگان مگواير، مؤسسين بنياد ”مردمِ صلح“ در ايرلند شمالى. برندگان صلح نوبل در سال ۱۹۷۶.

Betty Williams Mairead Corrigan
Betty Williams Mairead Corrigan

  • ريگوبرتا منچو تام، از پيش‌گامان دفاع از آشتى قومى-فرهنگى در موطن خودش گواتمالا. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۲.

Rigoberta Menchú Tum
Rigoberta Menchú

  • جودى ويليامز، استاد دانشگاه و از فعالان بين المللى براى ممنوعيت استفاده از مين. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۷.

Jody Williams
Jody Williams

  • دکتر شيرين عبادى، وكيل ايرانى حقوق بشر. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۳.

Shirin Ebadi
Shirin Ebadi

  • وانگارى موتا ماآتاى، استاد دانشگاه و فعال كنيائى محافظت از محيط زيست. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۴.

Wangari Muta Maathai
Wangari Muta Maathai

در بيانيۀ آنها كه روى سركاغذ ’نهاد زنان نوبل‘ منتشر شده آمده است: ”ما با نگرانى از خبر بازداشت شش عضو برجسته جامعه بهائيان ايران در روز ۱۴ مه ۲۰۰۸ آگاه شده‌ايم. ما مطلع هستيم كه خانم فريبا كمال آبادى، و آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى و وحيد تيزفهم اعضاى يك گروه غير رسمى معروف به ’ياران‘ هستند كه به امور اوليه جامعۀ بهائيان ايران رسيدگى مى‌كنند؛ همچنين مطلع هستيم كه عضو ديگر اين گروه خانم مهوش ثابت از پنجم مارس ۲۰۰۸ در بازداشت به سر مى‌برد؛ ما به اين وسيله نگرانى عميق خودمان را از تهديدهاى فزاينده و آزار جامعه بهائيان ايران اعلام مى كنيم.“

ما از حكومت ايران مى‌خواهيم كه امنيت اين افراد و آزادى فورى و بدون قيد و شرط آنها را فراهم كند.“

نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در سال ۲۰۰۶ توسط شش زن برندۀ اين جايزه از آمريكاى شمالى، آمريكاى لاتين، اروپا، خاورميانه، و آفريقا به منظور كمك به برقرارى صلح از طريق مشاركت با زنان در سراسر جهان تأسيس شد. تا به حال فقط دوازده زن موفق به دريافت جايزۀ نوبل شده‌اند.

دفتر ’نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در شهر اتاوا در كانادا قرار دارد.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

                              خانم مهوش ثابت و خانم فريبا كمال آبادي

امروز روز ولادت حضرت فاطمه شیر زن بی مثیل تاریخ اسلام است، ما حضرت فاطمه را با استقامت ، دلیری ، مهربانی و عشقش می شناسیم. ویژگیهایی که اینک مادران را با آن می شناسیم. مادرانی که از صمیم قلب دوستشان می داریم و به آنان عشق می ورزیم و در این روز به مناسبتی بس به جا آنان را ارج می نهیم.

ولی اینک جای دو مادر جامعه بهائیان ایران در میان ما خالیست. مادران تمامی بهائیان ایران : فریبا کمال آبادی و مهوش ثابت. مادرانی که با عشق و محبت فراوان برای اعتلای روحانی ایران می کوشیدند، امروز در بندند، امروز به جرم خیرخواهی ، به جرم عشق در بندند.

اکنون جامعه بهائیان ایران یک صدا فریاد می زند: "مادران عزیز، دوستتان داریم". باشد که قلب سنگین اولیای امور این ندا را بشنود و مادران و پدران جامعه بهائیان ایران را به آغوشش بازگرداند.

                                                                         ه.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

شیرین عبادی: تعصب، بزرگ‌ترین دشمن حقوق بشر است

متن كامل مصاحبه : http://radiozamaaneh.com/Mohebbi/2008/06/post_53.html

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
  سخنگوي قوه‌ قضائيه با بيان اينكه از سال گذشته ما شاهد نزول كاهش زندانيان بوديم، از محكوميت ۶ تن از بهائيان به اتهام اقدام عليه امنيت با شركت در تجمعي غيرقانوني خبر داد و گفت: اين افراد به ۲ سال حبس تعليقي محكوم شده‌اند.

لینک مربوطه :

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=56177

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
   
از چه هراس دارند؟




حالیا دیری از آن ایّام می‌گذرد که نهالی در شیراز کاشته شد و اندک اندک رشد کرد تا اینک به درختی 165 ساله رسیده است. در تمام این مدّت سعی فراوان شد تا این نهال رشد نکند و سایه‌افکن نشود و احدی را در ظلّ خود جذب و جمع نکند؛ امّا هیچکس را توان آن نبود که مانع از بزرگ شدن آن نهال به ظاهر ضعیف گردد. قتل‌عام‌ها، به زندان افکندن‌‎ها، مصادره اموال کردن‌ها، از خانه و کاشانه راندن‌ها و بسیاری از فجایعی که در تاریخ این نهال نورسته ثبت شده گویای مخالفت شدید با آن است. هرچه سرعت گسترش آن بیشتر می‌شود و بیش از پیش جلب انظار می‌نماید، وحشت مخالفین افزون‌تر می‌گردد و خوف دشمنانش بیشتر می‌گردد و حملاتشان وجوه بدیع‌تری به خود می‌گیرد و چون از هیچ ترفندی نتیجهء مطلوب خود را به دست نمی‌آورند، به حیلهء دیگری متوسّل می‌شوند که حاصل این یکی بهتر از قبلی نیست. تهمت و افترا که از همان اوائل ظهور این نهال جدید در حدیقهء الهی ابزار دست اعدا بود هر روز به شکلی جدید ظاهر شد؛ از تهمت‌های بی‌عفّتی و ناموسی گرفته تا جاسوسی و اینک تروریسم و کُشت و کشتار و بقیه قضایا که خود تهمت‌زنندگان هم به دروغگویی خود واقفند.


امّا، بحث من هیچیک از این موارد که بارها و بارها در نوشته‌ها و سخنان دیگران ذکر شده و بهائیان خودشان هم در ردّ آنها قلم‌فرسایی کرده‌اند نیست. سؤال من این است که از چه هراس دارند؟ از چه روی به این درخت پربار سنگ می‌زنند؟ از چه روی قصد دارند آن را از ریشه در آورند در حالی که وقتی فقط نهالی بود نتوانستند؟ این دیانت (که از دید بعضی‌ها نه دین است و نه فرقه و نه حتّی فکر و عقیده) اگر از بنیاد هیچ است، از برای شما چه ضرری و خطری ایجاد کرده که اینطور به هراس افتاده‌اید و تیغ تیز تهمت و افترا را متوجّه آن ساخته‌اید؟


این سؤال را از پیروان این افراد نیز دارم. ابتدا بگویم که از نظر حضرت بهاءالله، شما، ای پیروان، اگر ایمان و عقیدهء خود را موکول به تأیید علمایتان نمی‌کردید، این گروه را نیز از موهبت تحقیق و ایمان محروم نمی‌ساختید. لهذا، بخشی از سنگینی این بار به دوش شما است. دوم این که، خداوند به شما عقل داده، هوش داده، استعداد داده تا به کار بگیرید نه آن که طوطی‌صفت سخنان پیشوایان دینی خود را تکرار کنید یا به آن متشبّث شوید و نتوانید راه را از چاه تشخیص دهید. اندکی بیندیشید ببینید که جامعهء بهائی چه خطری برای روحانیون دارد که اینگونه به هراس افتاده‌اند که بدون هیچ دلیل و مدرکی انفجار محلّی را به اینها نسبت می‌دهند یا به سایر اتّهامات روی آورده‌اند. جز این است که مقام و منصب به خطر می‌افتد و اگر پیروان به تحقیق واقعی بپردازند و پی به حقایق ببرند، پای منبر آنها دیگر کسی جمع نخواهد شد و سخنان بی پایه و اساسشان را گوش نخواهد داد؟ شاید بگویید که بهائیان نیز باید چنین کنند و خود به تحقیق بپردازند؛ تا به حال مشاهده کرده‌اید که یکی از بهائیان به بیان تهمت و افترایی علیه سایر ادیان بپردازد یا نسبت ناروایی به پیروان آنها بدهد؟ فقط از دیگران دعوت کرده‌اند که بیایید گفتگو نماییم که آن را نیز از آنها دریغ نموده‌اند.

دیانت بهائی تنها مقصودی که دارد حلّ مشکلات جهان است و در این سبیل به بیان راه حل‌ها می‌پردازد و تعالیم خود را برای اصلاح عالم عرضه می‌دارد. آیا اگر عالم اصلاح شود، اگر اختلافات از میان برداشته شود، همه در صلح و صلاح زندگی کنند، کسی دشمن کسی نباشد، تعصّبات بین مذاهب،‌ بین زن و مرد، بین سیاه و سفید برداشته شود، مرزهای کشورها مانع از معاشرت مردمان نگردد، کسی کسی را بیگانه نپندارد عیبی خواهد داشت؟ از برای رضای خدا، نه برای حفظ بهائیان از آسیب‎ها و بلاها، قدری بیندیشید که اینهمه هراس روحانیون از چیست. بهائیان به این مصائب سالها است عادت کرده‌اند امّا جهت اصلاح عالم خلق شده‌اند و همچنان به فعّالیت خود در این زمینه ادامه خواهند داد و این امید، بل باور، را دارند که جهان محکوم است اصلاح گردد، چه که با این بیماری که سراسر وجودش را احاطه کرده، اگر مداوا نشود محکوم به مرگ خواهد بود. اگر مردمان پزشک دانا را از درمان بیمار باز داشته‌اند، خود و دیگران را گرفتار نموده‌اند؛ نه درد می‌دانند نه درمان می‎شناسند؛ اینها پزشک‎نمایانند نه پزشکان راستین.


مگر نه آن که نمرود را کاهنان واداشتند حضرت ابراهیم را به آتش افکند؛ مگر نه آن که کاهنان فرعون را مجبور کردند به حضرت موسی فشار آورد؛ مگر نه آن که حنّان و قیافا، رئیس علمای یهود و قاضی القضّات یهودیان حضرت مسیح را به مرگ محکوم کردند؛ مگر نه آن که امثال عبدالله اُبَیْ و علمای مکّه و مدینه به مخالفت با حضرت رسول قیام کردند و بلال حبشی ایمان آورد؟ در جمیع ادوار علمای هر دور به مخالفت قیام کردند. از چه هراس داشتند که با همهء توان با رسولان خداوند مخالفت می‌کردند؟ باید قدری بیندیشیم و پی به حقیقت ببریم. جانتان خوش باد
 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

 

                                  

                                                       یاران ایران

 

 

در سحرگاه 25 اردیبهشت ماه، یاکریم ِ کوچک باغچه صدایی نه مانند همیشه، خفه و دلتنگ برآورد.

زمان از حرکت باز نمی ایستد ولی زمانه رسم یکسانی دارد.

هفت راست قامت در نبرد نور و ظلمت دیگر بار ایستاده اند، و نه دیگر هفت که دروغیست عیان، که هزاران هزار دراین پیکار راست قامتانند و رویین تنان.

مگر شعاع نیرومند آفتاب را یارای پنهان کردن و پوشیدن است شما راای خفاشان تاریکی پرست و کوته دست؟!

مگر بارش باران حقیقت را توان مقاوت است یکایکتان را ای همه خشکی طلبان ترک خورده زبان؟!

مگر آینۀ تاریخ را شکسته اید دیگر بار و عبرت نیاموخته اید هنوز؟

به کدامین ریسمان ِنیاویخته چنگ زده اید که درحال سقوط در چاه غفلتها و خفتها هستید؟

ز کدامین خشت و آجر این بنا را بنا کرده اید که چنین سست در حال فرو ریختنید؟

عهد نبسته اید و وفاداران ِ پیمان را به حسرت نشسته اید!

کتاب خدا به دستید و حرمت قران شکسته اید!

زنجیربندِ  تنید و زنهارها به خود بسته اید!

به حقیقت نگریسته اید همچون کوردلان،

به ظلم دست گشوده اید بسان ضحاک مار بر دوش،

به نبرد نابرابر رفته اید و می دانید سلاح همرزمانتان بیان است و صبوری،

به غرقه در دریا خبر از طوفان می دهید!

و نمی دانید که

 "محبان کوی محبوب و محرمان حریم مقصود از بلا پروا ندارند ... دست از جان  برداشته اند  و عزم جانان نموده اند"

نه تنها  محبوب ِ مظلوم را منفور  دانستید و  موعود منتظر را به غفلت خویش کالبد عنصری بشکستید که هزاران هزار روح پاک با صفا را درهوای محبتش معلق ساختید و به دار ظلم آویختید.

اگر چه جان به جانان رساندید و حبیب به محبوب واصل  کردید، برای خود چه  کردید و چه ساختید و چه خواستید؟ بهشت پر زحور یا مقام و جاه موفور؟

اینان که امروز، دیگر بار به دستان خونبارتان برده اید، همان شیرمردان و زنانند که دیروز به گمان خویش بردید تا هراسشان بر ایمان پیروز شود که نشد! اینان همان محمودی ها و اصدقی ها و مرکزی ها هستند، همان محبوبی ها، سمندری ها و یلدایی ها، همان منا و رویا و زرین، همان شبرخ، کاوه، سیمین.

 

"ماهی معنوی از خرابی کشتی چه پروا دارد و روح قدسی از خرابی تن ظاهری چه اندیشه نماید ؟"

 

 درسحرگاه امروز، دانستم که آنچه برقرار و پایدار است عشق و ایمانیست  که  آدمی  را به  ترک آنچه هست و نیست  وا می دارد، عشق به حقیقت خواهی و حق گویی، عشق به آدمی و عالمی و ایمان به اینکه ایستادگی رمز نوربخشیدن است، آنچه بحران را به پیروزی منتهی می سازد سلاح و تیرو پیکار نیست، شجاعت است و ایثار، آگاهی است و آزادگی، و من تا آخرین حرفی که می توان نوشت بر کاغذ می نویسم ...

                                       

                               زنده دل باید در این ره صد هزار    

                                                              تا کند در هر نفس صد جان نثار

 

                                                                                                                               ا. د

                                                                                                        ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

                                            

 

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

         

بلی، تیر قضای الهی را سینه ی منیر دوستان لایق و کمند بلای نا متناهی را گردن عاشقان شائق...

دوستان عزیز و محبوب، خالصانه از شما عزیزان تقاضا داریم که برای آزادی هرچه زودتر یاران عزیز ایران به طور همزمان از تاریخ 2/3/87 هر شب از ساعت 8 تا 12به مدت یک هفته به جمع دعای زنجیره ای ما بپیوندید.

چشم عبرت برگشا و از غیر دوست در پوش... چشم را از آب پاک کن و دل را از حزن بروب و

قلب را از غم فارغ نما و به آهنگ ملیح برخوان:

گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله

(این مطلب رو برای دیگران نیز بفرستید)

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
       

با تشکر از شما دوستانی در این راه همراه ما هستید ....

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

برای بزرگ کرد عکس روی لینک کلیک کنید:http://i26.tinypic.com/29lfxvp.jpg

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

website: www.aciiran.com, email: london@aciiran.com

ACI - PO Box 7630 London NW6 3ZB, England. Tel 44 20 7328 8415 Fax 44 20 7328 1484

Registered Offices: Paris-France, London-England, Berlin-Germany, Zurich-Switzerland, Washington D.C.-USA

Association des Chercheurs Iraniens (ACI)

شماره 148 /م/ 352

تاريخ 27 ارديبهشت 1387

16 می 2008

نامه سرگشاده به دبير کل سازمان ملل متحد،

انجمن پژوهشگران ايران

از حقوق هموطنان بهائی خود

که بزرگترين اقليت مذهبی در ايران هستند دفاع می کند .

جناب آقای دبير کل، امسال و در شصتمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر که امروز نگاهبانی و نگاهداری از آن به جنابعالی سپرده

،11 ،10 ،9 ،5 ،2 ، شده است بی ترديد آگاه هستيد که حکومت جمهوری اسلامی ايران، در سه دهه گذشته، بيشترين مفاد آن خاصه 1

18 و 19 که به آزادی، برابری، و حقوق انسانی در تمامی جهات دلالت دارد و تاکيد می نمايد را نقض کرده است.

جناب آقای دبير کل، توجه جنابعالی را بدين نکته جلب می نمايم که از آغاز حکومت جمهوری اسلامی تا به امروز حتی مسلمانان سنی

مذهب نيز تحت ستم و تبعيض قرار گرفته و تعداد بيشماری از پيروان اديان و مذاهبی که هميشه در ايران زندگی کرده اند و ايران را

وطن اصلی خودشان می دانند مانند مسيحيان، يهوديان و زرتشتيان وطن خود را ترک گفته وتنها اقليت مذهبی بهائيان است که

بيشترينشان در ايران باقی مانده اند .

جناب آقای دبير کل، لازم به يادآوريست که جمهوری اسلامی امضاء کننده و متعهد به ميثاق های بين المللی"حقوق اقتصادی و اجتماعی

و فرهنگی" و "حقوق مدنی و سياسی" ميباشد که "آزادی مذهب"، "آزادی تحصيل"، "آزادی شغل" و ...، در آنان قيد شده اند ولی

شاهد هستيم که بيشترين آن در رابطه با اقوام و مذاهب غير "شيعه اثنی عشری" رعايت نشده و خاصه در مورد پيروان اين مذهب

شدت عمل بسيار بيشتری اعمال می گردد .

جناب آقای دبير کل، اگر چه اعمال فشار از سوی جمهوری اسلامی و تبعيض های قانونی برای تمامی طبقات اجتماعی و اقوام و مذاهب

بطور سهمگينی وجود دارد ولی در رابطه با بهائيان اين فشارها به مراتب سنگين تر بوده است و تنها کافی است بدين نکته اشاره شود

که فقط در طول سال گذشته 800 دانش آموز بهايی از دسترسی به تحصيلات عالی محروم شده و بی شماری از آنان يا امکان داشتن

شغل مناسب را نيافته اند و يا از مشاغل خود کنار گذاشته شده اند.

225 قانون دائمی مجازات اسلامی که در دست تصويب - 225 تا 14 - جناب آقای دبير کل، از سوی ديگر نظر جنابعالی را به بند های 1

قرار دارد جلب می نمايم که بر اساس آن " بهائيان" مرتد شناخته شده و حکم اعدام بر آنان جاری خواهد گشت.

جناب آقای دبير کل، انجمن پژوهشگران ايران بدينوسيله و بدنبال ناديده گرفتن حرمت و حقوق انسانی و خاصه دستگيری 7 نفراز

مسئولين اقليت مذهبی بهائيان که بزرگترين اقليت مذهبی درايران هستند، اين دستگيری ها رابشدت محکوم نموده و از جنابعالی

درخواست می نمايد که ضمن محکوم نمودن آن شخصا از حکومت جمهوری اسلامی بخواهيد که بدليل نقض حقوق تمامی ايرانيان و

اينمرتبه در زمينه دستگيری مسئولين بهائيان به شخص جنابعالی توضيح دهند.

با احترام

دکتر حسين لاجوردی

رئيس انجمن پژوهشگران ايران

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

جامعۀ جهانى بهائى ادعاهاى ايران در مورد

بازداشت‌هاى اخير را رد مى‌كند

 

 

نيويورك
٢١ می ٢٠٠٨ برابر با ١خرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

امروز جامعۀ جهانى بهائى اعلام كرد ادعاهاى ايران در مورد اينكه بازداشت شش بهائى در هفتۀ گذشته "به دلائل امنيتى و نه اعتقادات مذهبى آنها" بوده، به كلى بى‌پايه و غير مستند است.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل گفت: "تمام ادعاهایى كه در بيانيه روز سه‌شنبۀ دولت ايران آمده به كلى بى‌پايه است". اشارۀ خانم دوگال به اظهارات روز گذشتۀ غلامحسين الهام، سخنگوى دولت ايران، بود كه در آن بازداشت و زندانى شدن شش نفر از رهبران جامعۀ بهائى مورد تأييد قرار گرفت.

خانم دوگال افزود: "اين اتهامات تازه نيست و دولت ايران بخوبى واقف است كه حقيقتى در آنها نيست. بنا به اسناد به دست آمده حكومت ايران همواره طرح از ميان بردن جامعۀ بهائى اين كشور را داشته و بازداشت‌هاى اخير نشانۀ تشديد اين طرح است."

"بهائيانى كه هفتۀ گذشته بازداشت شدند، مانند هزاران بهائى ديگرى كه از سال ١٩٧٩ تا به حال كشته، زندانى و يا به اشكال ديگر تحت ستم قرار گرفته‌اند، فقط به خاطر اعتقادات دينى‌شان مورد آزار قرار گرفته‌اند. بارزترين دليل اين حرف اين است كه به دفعات به بهائيان دستگير شده در برابر توبه از اعتقادات بهائى و مسلمان شدن وعدۀ آزادى داده شده است، امكانى كه افراد معدودى از آن استفاده كرده‌اند."

خانم دوگال ادامه داد: "بهائيان ايران نه تنها تهديدى براى امنيت كشور نيستند بلكه اعضاى اين جامعه علاقۀ زيادى به ايران و ترقى آن دارند. از نشانه‌هاى اين دلبستگى مى‌توان به باقى ماندن اكثر اعضاى اين جامعه در كشور عليرغم آزارهاى شديد اشاره كرد، از اين گفت كه دانشجويانى كه در كشور اجازۀ تحصيل نداشته و به ناچار براى تحصيل به خارج از كشور رفته‌اند بعد از اتمام تحصيلات براى كمك به اعتلاى كشور به ايران بازگشته‌اند و از تلاش‌هاى اخير بهائيان شيراز گفت كه براى كودكان نيازمند امكان آموزش فراهم مى‌كردند، تلاشى كه در ماه مه سال ٢٠٠۶ از جانب حكومت با دستگيرى ۵۴ بهائى شركت‌كننده در اين طرح پاسخ داده شد."

خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران (ايرنا) در پوشش خبر كنفرانس مطبوعاتى آقاى الهام گزارش داد كه اين شش بهائى "به دلائل امنيتى و نه اعتقادات مذهبى آنها" بازداشت شده‌اند. ايرنا همچنين به نقل از آقاى الهام نوشت كه اين افراد به نوعى با "بيگانگان و بخصوص صهيونيست‌ها" ارتباط داشته‌اند.

خانم دوگال در اشاره به اين موضوع گفت: "ادعاى ارتباط بهائيان با صهيونيزم يك جعل تاريخى است. مركز جهانى جامعۀ بهائى در اسرائيل است چون بهاءالله در نيمۀ قرن هيجدهم ميلادى توسط دو كشور اسلامى ايران و تركيۀ عثمانى به عنوان زندانى به سرزمين مقدس تبعید شد."

"اتهام صهيونيست بودن، كه طى سى سال گذشته از جانب ايران به بهائيان وارد شده، چيزى جز تلاش حكومت براى برانگيختن دشمنى مردم ايران با بهائيان نيست. اين اتهام تكرار تلاش‌هاى پرسابقه براى تحريك انزجار مردم از بهائيان به عنوان عوامل نيروهاى خارجى، اعم از روسيه، انگلستان، ايالات متحده - و حالا اسرائيل - است كه همواره بى‌اساس بوده است."

"مسأله اصلى، در ارتباط با بهائيان - كه به نداشتن وابستگى حزبى و عدم خشونت متعهد هستند - ايدئولوژى حكومت است كه بر اساس مدارك كاملا مستند مصمم است به طور كامل جلوى توسعه جامعه بهائى را، نه فقط از طريق بازداشت، مزاحمت و زندان بلكه با محروم كردن جوانان آنها از تحصيلات و جلوگيرى از اشتغال افراد اين جامعه، بگيرد."

خانم دوگال گفت: "ما مى‌پرسيم تخريب يك گورستان بهائى و خرد كردن استخوان‌هاى دفن‌شدگان در آنجا با بولدوزر؛ آزار هزاران دانش آموز بهائى در سراسر ايران توسط مسئولين مدارس براى اينكه اعتقاداتشان را تكذيب كنند؛ يا انتشار ده‌ها مقالۀ توهين‌آميز بر ضد بهائيان در كيهان و ديگر رسانه‌هاى وابسته به دولت در ماه‌هاى اخير، به دلايل امنيتى بوده يا دلايل ايدئولوژيكى."

خانم دوگال در عين حال يادآور شد كه در طى اين سال‌ها تعدادى از مقامات دولتى، روحانيون و اعضاى قوۀ قضائيۀ ايران به موضع غير سياسى جامعۀ بهائى و بى‌اساس بودن اتهامات حكومت بر عليه آنها به طور خصوصى اذعان كرده‌اند.

وى افزود ايدئولوژى حكومت فعلى ايران از اين اعتقاد بر مى‌آيد كه بعد از حضرت محمد پيامبرى نخواهد آمد بنابراین آئين بهائى برایشان چالش اعتقادی است.

"مسأله در اينجا آزادى دين است و ايران يكى از امضا‌كنندگان پيمان‌هاى بين‌المللى است كه حق آزادى عقيده و دين، از جمله حق تغيير دين را به رسميت مى‌شناسند."

خانم دوگال گفت: "آنچه حكومت ايران نمى‌تواند تحمل كند اين است كه مردم ايران به تبليغات دولت اعتنا مى‌كنند چون خودشان واقعيات را مى‌بينند -كه بهائيان ايران كشورشان را دوست دارند، كه در اشتياق به مشاركت در بهبود كشور صميمى هستند، كه صلح طلب و مطيع قانون‌اند- و اينكه همۀ اين خصائل ريشه در اعتقادات آنها دارد. به همين خاطر همدردى با جامعۀ بهائى در حال افزايش است. دائما افراد بيشترى در همۀ سطوح جامعه به طور خصوصى يا علنى به دفاع از آنها بر مى‌خيزند، و علاقه و توجه عمومى به آئين بهائى رو به افزايش است."

 

منبع: سایت ساغر

اصل خبر: سايت خبري جهاني بهايي

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

                                                  

احب الاشیاء عندی الانصاف – بهترین چیزها نزد من انصاف است

متن کامل اطلاعیه شورای امنیت کشور (نهاد زیر مجموعه وزارت کشور) :

با ابراز تاسف و تاثر عميق از بروز حادثه دلخراش مورخ 24 / 1/ 87 در محل حسينيه سيدالشهداء شيراز، بدين وسيله به مردم شريف كشورمان خصوصاً مردم استان فارس و خانواده‌هاي جان‌باختگان حادثه تسليت عرض نموده و از خداوند منان براي آن مرحومان رحمت واسعه و براي بازماندگان صبر جميل و اجر جزيل و براي مجروحان حادثه شفاي عاجل مسئلت داريم.

با توجه به ارائه اخبار و گزارش‌هاي پراكنده و بعضا ناهماهنگ از سوي جرايد، روزنامه‌هاي مركز و محلي، نشريات، سايت هاي خبري داخلي و خارجي و.... پيرامون علت يا دلايل بروز اين حادثه به استحضار مردم شريف كشور مي‌رساند بر اساس مطالعات و بررسي‌هاي ميداني دقيق صورت‌پذيرفته از سوي نمايندگان و كارشناسان ارشد اعزامي شوراي امنيت كشور به شيراز مشخص گرديد علت اصلي حادثه دلخراش مورخ 24 / 1/ 87 انفجار ناشي از وجود برخي از مهمات جنگي موجود در غرفه يادمان شهداء در حسينيه سيدالشهدا بوده است و انفجار هر گونه بمب يا انتقال مواد انفجاري از بيرون توسط عوامل و عناصر معاند اعم از داخلي و خارجي در اين حادثه منتفي است. 

درعين حال پيرامون جزئيات مربوط به نحوه و چگونگي انفجار اقلام جنگي نمايشگاه يادمان شهدا بررسي‌هاي كارشناسي فني همچنان ادامه دارد و نتايج نهايي در آينده نزديك اعلام خواهد شد؛ لذا با نگرش به مراتب فوق، از تمامي ارباب جرايد، صاحبان قلم، كارشناسان، خبرنگاران و تهيه‌كنندگان خبر و گزارش انتظار مي‌رود از هر گونه گمانه‌زني و يا اظهار نظر غيركارشناسي در اين رابطه خودداري نمايند. 

همچنین

 معاون امنيتي انتظامي وزير كشور درخصوص حادثه انفجار در شيراز با اعلام اين كه حادثه 12 كشته و بيش از 200 نفر زخمي داشته است ، افزود : جمع بندي نظر شوراي امنيت كشور اين است كه شواهدي مبني بر عمدي بودن اين ماجرا وجود ندارد .

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

مساله بهائيان

احمد زيدآبادي - پنجشنبه 2 خرداد 1387 [2008.05.22]
 
دستگيري شماري از رهبران جامعه بهائيان در ايران، اعتراض گسترده كشورهاي غربي را در پي داشته، اما ‏در داخل ايران، اين مساله چندان حساسيتي در بين نهادها و نيروهاي مدافع حقوق بشر ايجاد نكرده است.‏
راز سكوت محافل داخلي ايران نسبت به سرنوشت بهائيان عمدتا دو مساله بسيار بغرنج است.‏
مساله نخست، حساسيت روحانيون بلندپايه شيعه نسبت به هر گونه همدلي يا دفاع از بهائيان در هر زمينه‌اي ‏است. گويا برخي از فقيهان، بهائيان را مرتد مي‌دانند و خواستار محدود كردن كامل آنان هستند. اين مساله به ‏روحانيون حامي حكومت هم محدود نمي‌شود. حتي مرحوم آيت‌الله بروجردي كه مشي سياسي معتدل و ‏مسالمت‌جويانه‌اي داشت، در زمان حيات خود، در مقابله با بهائيان بسيار مي‌كوشيد.‏
از اين رو، در ايران اگر كسي در هر زمينه‌اي به حقوق بهائيان اشاره كند، ممكن است علاوه بر تهديدهاي ‏حكومتي با غضب فقيهان و حتي اتهام گرايش به بهائي‌گري روبرو شود و اين چيزي نيست كه كسي در پي آن ‏باشد.‏
مساله دوم هم اين است كه از زمان شكل گيري بهائي‌گري، داستان هاي فراواني در مورد آيين فكري و ارتباط‌ ‏هاي خارجي آنها مطرح بوده و روز به روز هم بر دامنه آن افزوده شده است.‏
بسياري از ايرانيان به بهائيان به چشم گروه پر رمز و رازي مي‌نگرند كه داراي قدرتي پنهان و سر و سري ‏ويژه با كشورهاي بيگانه و بخصو ص اسرائيل‌اند و از همين رو، طرح هر اتهامي را عليه آنان بي‌اساس ‏نمي‌دانند.‏
من به واقع، در حوزه بهائيت و بهائيان مطالعات چندان گسترده و دقيقي ندارم كه قادر به داوري منصفانه در ‏باره ميزان صحت و سقم شايعات مربوط به آنها باشم، اما درك مي‌كنم كه جامعه بهائيان ايران به صورت يك ‏مساله جدي براي دولت و حتي جامعه ايران در آمده است.‏
از مدت‌ها پيش، در بين ايرانيان خارج از كشور، بحث حقوق بهائيان به عنوان معياري براي سنجش صداقت ‏و بي‌طرفي مسلمانان مدافع حقوق بشر در ايران در آمده و نهادهاي حقوق بشر بين‌المللي و كشورهاي غربي ‏نيز نحوه برخورد با بهائيان را يكي از شاخص‌هاي عمده رعايت حقوق بشر در ايران مي‌دانند.‏
از طرفي، در مورد محروميت بهائي‌ها از حقوقي كه قاعدتا بايد بدون تبعيض براي هر ايراني فارغ از نوع ‏عقيده ومرامش تضمين شده باشد، گزارش‌هاي متعددي انتشار مي‌يابد و اين در حالي است كه از تحرك جامعه ‏بهائي ايران براي تبليغ و ترويج عقايدشان نيز خبرهاي بسياري منتشر مي‌شود.‏
به گمانم وقت آن رسيده باشد كه در درجه اول فقيهان بلندپايه شيعه و در درجه دوم، نظام جمهوري اسلامي ‏ديدگاه خود را در باره جامعه بهائيان شفاف كنند تا اين مساله به مشكل لاينحلي براي جامعه ايراني تبديل نشود.‏
تا آنجا كه من مي‌دانم در فقه سنتي دو نوع ارتداد ملي و فطري وجود دارد كه مختص تغيير آيين يك مسلمان يا ‏مسلمان زاده به آييني ديگر است. اين دو نوع ارتداد قاعدتا نمي‌تواند شامل حال بهائيان شود، زيرا آنها نه خود ‏از مسلماني به بهائيت گرويده‌اند و نه پدران آنها به طور بلافصل مسلمان بوده‌اند. ‏
از ظهور بهائيگري حدود 150 سال مي‌گذرد و اگرهم به فرض ارتداد در باره بهائيان اوليه مصداق داشته، در ‏باره نسل‌هاي بعدي آنها صدق نمي‌كند.‏
علاوه بر اين، ارتداد گرچه در كتب فقهي همچنان موجود است، اما مي‌دانيم كه در قانون اساسي جمهوري ‏اسلامي اشاره‌اي به آن نشده و در عمل هم به اجرا در نمي‌آيد.‏
اگر قرار باشد حكم ارتداد در ايران به صورتي كه در فقه آمده است، اجرا شود، بسياري از ايرانيان از جمله ‏همه كمونيست‌ها كه در خانواده‌هاي مسلمان به دنيا آمده‌اند، مهدورالدم خواهند بود!‏
به هر حال جمهوري اسلامي با همه تاكيدي كه بر اجراي شريعت دارد، به دلخواه يا به اجبار از پيگيري بحث ‏ارتداد و مجازات مرتدان عبور كرده و در اين ميان اگر هم نامسلماني را به علت عقايدش مجازات كرده، ‏اصرار داشته است كه بحث عقيده در ميان نبوده و طرف مرتكب جرائم ديگر از جمله جرائم امنيتي شده است.‏
در سال‌هاي اخير متاسفانه اتهام ارتداد تنها دامن يك مسلمان آن هم از نوع معتقد و عامل به احكام اسلامي يعني ‏دكتر آقاجاري را گرفته و خوشبختانه ختم به خير شده است.‏
اينكه سخنگوي دولت اتهام بهائيان بازدداشت شده را نه عقايد آنها بلكه ارتكاب جرايم امنيتي دانسته، خود دليل ‏واضحي است كه حتي دولت آقاي احمدي نژاد نيز صرف بهايي بودن را جرم و مستحق مجازات يا محروميت ‏از حقوق عمومي نمي‌داند. اين مساله چنانچه به طور شفاف و روشن از سوي دستگاههاي دولتي و مراجع ‏تقليد شيعه بيان شود، بدون شك بخشي از مشكل حل خواهد شد.‏
مساله دومي كه نظام بايد تكليف آن را روشن كند اين است كه آيا حقوق برابر ايرانيان در جمهوري اسلامي ‏امري به رسميت شناخته شده است و يا اينكه نظام سياسي ايران بدون توجه به مليت ايراني، صرفا داراي ‏ماهيتي مذهبي و فرقه‌اي است؟ بدون شك پاسخ صريح به اين پرسش زمينه‌ ساز شفافيت در بسياري از امور ‏ديگرهم خواهد شد.‏
به هر حال، آنچه مي‌خواهم در اينجا بر آن تاكيد كنم اين است كه بهائيان به صرف اينكه در اين چارچوب ملي ‏به دنيا آمده و در آن زيست مي‌كنند، حقوقي متفاوت از ساير ايرانيان ندارند و از اين رو هر گونه تعقيب و ‏آزار آنان به علت باورهايشان، ناديده گرفتن اصول مبنايي ملت – دولت در عصر جديد است.‏
از اين رو، اگر رهبران بهائي به علتي غير از عقايد خود دستگير شده‌اند، لازم است مانند هر شهروند ديگر ‏ايراني از دسترسي به وكيل و حق يك دادرسي عادلانه و شفاف برخوردار شوند. ‏
البته نا گفته نگذارم كه من از تبليغات و تعصبات فرقه‌اي از جمله از آن نوعي كه به بهائيان نسبت مي‌دهند، نه ‏فقط دفاع نمي‌كنم بلكه در منطقه‌اي كه نيازمند همبستگي‌هاي ملي مبتني بر منافع عمومي و عقلانيت تفاهمي ‏است، آن را امري آشكارا مضر مي‌دانم.‏
از اين رو، همانطور كه بايد به دولت ايران توصيه كرد كه از اعمال فشار عليه بهائيان به عنوان ابزاري ‏براي محدود كردن آنان بپرهيزد به بهائيان نيز بايد يادآور شد كه در اين زمانه پرفتنه، اين همه داغي و ‏حرارت براي ترويج آييني كه توام با تنش سياسي و اجتماعي در كشور بوده است، چه توجيهي دارد؟ ‏
 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
                       

دوستان عزیز عاجزانه ازتون خواهشمندم که از گذاشتن هر گونه نظر توهین آمیز و یا سیاسی جدا خودداری فرمایید در غیر این صورت نظر شما دوست عزیز حذف می شود ... با تشکر یک آزاده

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
                                      

اتحاديه اروپا از جمهوری اسلامی ايران خواسته است به آزار بهائيان پايان دهد. در پی دستگيری تمامی اعضای رهبری جامعه بهائيان در هفته گذشته، اتحاديه اروپا نگرانی خود را از ادامه آزار بهائيان و تبعيض عليه آنها بدليل باورهای مذهبی شان، ابراز داشت و از دولت ايران خواست به حق آنها برای انجام شعائر مذهبی احترام بگذارد و کسانی را که بازداشت شده اند آزاد کند. ديروز (سه شنبه) جمهوری اسلامی تاييد کرد شش رهبر بهائی را به دليل اقدام عليه منافع کشور و ارتباط با خارجيان دستگير کرده است. مقامات جمهوری اسلامی ايران اين نظر را که دستگيری آنها به مذهبشان ارتباط دارد تکذيب می کنند. گروه های طرفدار حقوق بشر می گويند هفتمين رهبر بهائی، مهوش ثابت، از اوائل ماه مارس در شهر مشهد در بازداشت بسر می برد. بازداشت شدگان به گروهی تعلق دارند که فعاليت های جامعه بهائيان ايران را هماهنگ می کند. جمهوری اسلامی ايران در سال ۱۹۸۳ تمام نهادهای رسمی بهائی را بست و فعاليت های آنها را ممنوع ساخت. جامعه بين المللی بهائيان می گويد شمار بهائيان در ايران سيصدهزار نفر است که آنرا به بزرگترين گروه مذهبی اقليت کشور تبديل می کند. مقامات جامعه می گويند از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹، دويست بهائی در ايران کشته يا اعدام شده اند

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
                                         

Iran must stop Bahai persecution: EU

Date : May 21, 2008

The EU presidency on Wednesday called on Iran to end its persecution of members of the Bahai religious community, whose faith is banned in the Islamic republic.

The European Union stressed "its serious concern about the continuing systematic discrimination and harassment of the Iranian Bahais on the grounds of their religion," the EU's Slovenian presidency said in a statement.

The EU called on Iran "to uphold fully the right to adopt and practice a religion of choice, to end the persecution of the Bahai community, and to release the detained individuals," the statement added.

The message came after Iran confirmed on Tuesday it had arrested Bahai followers for acting against the national interest.

"This does not have to do with ideological issues or if you want to call it beliefs, which we basically do not approve of," Iranian government spokesman Gholam Hossein Elham assured.

However the EU presidency said it was "deeply concerned" by reports that ministry of intelligence officers had arrested six members of the Bahai faith and were holding them in jail.

Iran said in January it had sentenced 54 Bahais for anti-regime propaganda, three of them to four years in jail while the rest received suspended one-year jail terms.

The Bahai faith originally developed in Iran in 1863 but is not recognised by the government. Its followers are regarded as infidels and have been persecuted since the 1979 Islamic revolution and also under the deposed shah.

Bahais consider Bahaullah, born in 1817, the last prophet sent to Earth by God, while Muslims believe the last messenger of God is the Prophet Mohammed.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

Web-exclusive Comment

A policy of intolerance

Persecution of Baha'is is a litmus test for rights and Iran is failing

Special to Globe and Mail Update

Under the shadow of the nuclear question, Iran's human-rights situation has steadily deteriorated. Hard-liners have exploited fears of conflict with the United States to brand reform as a foreign conspiracy against Islam. Last week's arrest of seven leaders from the peaceful Baha'i minority, long a scapegoat for the clerical regime, is an ominous development.

Canada swiftly condemned the arrests, consistent with its leadership on United Nations human-rights resolutions against Iran, in which mistreatment of Baha'is figures prominently. But the arrests have broader significance, because such persecution is a litmus test for tolerance under a theocratic constitution that conditions human rights on belonging to an approved religion.

The recent arrests raise the spectre of the systematic execution of Baha'i leaders on charges of heresy during the early years of the Islamic Republic in the 1980s. A 1985 UN report characterized this religious inquisition as genocidal. The victims included Muna Mahmudnizhad, a teenager whose “crime” was teaching Baha'i children who had been expelled from school for their religion.

Ottawa resident Naim Tavakoli, whose father is one of those arrested recently, knows nothing of his whereabouts and fears he may have been tortured. Judging by the Zahra Kazemi affair, which gave Canadians a glimpse of Tehran's notorious prisons, his fears are well-founded.

Under Article 13 of the constitution, Iran's 350,000 Baha'is are not recognized as a legitimate religious minority, unlike the country's Jews, Christians and Zoroastrians. According to the hard-line clerics, this reduces them to the status of “infidels” beyond the protection of the law.

This radical interpretation of sharia is clearly contrary to Iran's obligations under UN human-rights covenants to which Tehran is signatory. It is also contrary to the view of respected Islamic scholars that freedom of worship is a fundamental Koranic principle. Iran's policy of intolerance betrays a regime that has cynically manipulated Islam as an instrument of power and used hate-mongering to legitimize its authoritarian rule.

In contrast to reforms under Mohammed Khatami, the administration of President Mahmoud Ahmadinejad has intensified hate propaganda against Baha'is in government-controlled media, where they are variously demonized as agents of Russian, British, and U.S. imperialism, not to mention Zionism and even Wahhabism. A 2007 UN report by Pakistani human-rights expert Asma Jahangir revealed that the Ministry of Intelligence has been collecting detailed information about Baha'is across Iran. Death threats and attacks, desecration of cemeteries and places of worship, denial of pensions and university education, the harassment of Baha'i children in schools – all signs of a concerted campaign to strangle this community in the land of its birth.

Like the repression of Islamic reformists, human-rights advocates, intellectuals, student movements, women's groups, labour unions and others elements calling for a peaceful and open Iran, the persecution of Baha'is is above all a measure of the regime's own desperation. A government that enjoys legitimacy and contributes to the rights and well-being of its citizens does not need such extraordinary measures to eliminate minorities in its midst. And what is most tragic is the betrayal of a 2,500-year-old civilization that reached its height of prosperity because of its capacity to embrace pluralism and diversity.

There are signs of hope, however, as ordinary Iranians increasingly reject the lies they have been fed over the past 30 years by the clerical leadership. To give but one example, the recent expulsion of a Baha'i student from a high school resulted in spontaneous protests from Muslim students outraged that one of their classmates was being denied the right to education solely because of his beliefs. There are increasing calls from eminent human-rights advocates, such as Nobel laureate Shirin Ebadi, for a constitution in which all citizens enjoy the same rights, regardless of religious beliefs.

As ordinary Iranians contend with the woes of economic decline, corruption and repression amid the emergence of a postideological culture, many are questioning the depiction of Baha'is as the source of all evil. The Iranian leadership has a choice. Either it can release the arrested Baha'is and respect their fundamental human rights, or it can persist in cynically peddling an impotent medieval theology that will confirm its irrelevance and hasten its own demise.

Payam Akhavan is professor of international law at McGill University in Montreal, co-founder of the Iran Human Rights Documentation Centre and a former UN war-crimes prosecutor at The Hague

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

                            

«رهبران بازداشت شده بهايی، از حق داشتن وکيل محرومند»

سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ايران، روز سه شنبه خبر بازداشت ۶ تن از مسئولان جامعه بهائيان ايرانی را تاييد کرد و گفت علت بازداشت اين افراد «اقدام عليه امنيت ملی» بوده است.

 اين در حالی است که به گفته جامعه بهائيان خارج از ايران، گروهی که روز چهارشنبه، ۲۵ ارديبهشت ماه  بازداشت شده اند، تمامی اعضای «محفل ملی غير رسمی بهائيان ايران» هستند که وظيفه بررسی مشکلات بهائيان ايران را به عهده داشتند.

دکتر فرهاد ثابتان، استاد اقتصاد دانشگاه ايالتی کاليفرنيا و از مسئولان مطالعات و مسائل حقوق بشر جامعه جهانی بهايی، در گفت وگو با راديو فردا، می گويد به زندانيان بهايی اجازه داده نشده با خانواده هايشان تماس داشته باشند و تاکنون از حق داشتن وکيل محروم بوده اند.

دکتر فرهاد ثابتان در ارتباط با اقدامات جامعه بهايی برای پيگيری پروند دستگير شدگان می گويد : «در ايران متاسفانه به هيچوجه به بهائی ها اجازه داده نمی شد که هيچ اقدامی برای آزادی و حقوق بشر بهايی ها انجام شود؛ تلاش های بسياری شده تا ما در روزنامه ها و مقالات اجازه بخواهيم که لااقل از خود دفاع کنيم، يعنی اگر تهمتی می زنند، بهايی ها دفاع کنند ولی به هيچ وجه به بهايی ها اجازه هيچگونه سخن و بيانی داده نمی شود».

دین بهايی از سوی دولت جمهوری اسلامی ايران به رسميت شناخته نمی شود و به همین دلیل شهروندان بهایی از حقوق شهروندی برابر برخوردار نيستند.

مسئول مطالعات و مسائل حقوق بشر جامعه جهانی بهايی می گويد در بسياری از موارد در دادگاه ها، بهايی ها حتی اجازه داشتن وکيل هم ندارند و به طور کلی تمام محاکمه ها، يکطرفه است.
 
وی درباره  تماس با مراجع بين المللی می گويد: بهايی ها فقط و فقط به مراجع معتبر بين المللی رجوع می کنند، يعنی سازمان ملل و دولت های خارجی.

به گفته دکتر ثابتان جامعه بهايی از مسئولان حقوق بشر دولت ها می خواهد با دولت ايران تماس بگيرند و از طرف جامعه بهايی خواستار رفع آزار و اذيت از جامعه بهائيان ايران شوند.

·         «در بسياری از موارد در دادگاه ها، بهايی ها حتی اجازه داشتن وکيل هم ندارند و به طور کلی تمام محاکمه ها، يکطرفه است».

فرهاد ثابتان، استاد اقتصاد دانشگاه ايالتی کاليفرنيا و از مسئولان مطالعات و مسائل حقوق بشر جامعه جهانی بهايی.

مسئول مطالعات و مسائل حقوق بشر جامعه جهانی بهايی تاکيد می کند: «متاسفانه تمام اقدامات قانونی که از طرف بهائيان دنيا انجام می شد، به نظر می رسد که از طرف دولت ايران به صورت نوعی جاسوسی، يا آن گونه که می گويند: طرفداری از استکبار و اين مسائل تلقی می شود».

«مبهم بودن اتهامات»

به گزارش خبرگزاری ها، غلامحسين الهام، سخنگوی دولت احمدی نژاد در نشست هفتگی خود، درباره بهائيان دستگير شده به خبرنگاران گفت: «اينها گروهی هستند که عليه منافع کشور اقدام کرده اند و با خارجی ها به ويژه با صهيونيست ها ارتباط داشته اند».

 دکتر فرهاد ثابتان با اشاره به مبهم بودن اتهام ارتباط جامعه بهايی با صهيونيست ها می گويد: «هيچگونه مدرک و شاهدی در اين زمينه ارائه نشده که بهايی ها بداند منظور چيست».

 اين کارشناس امور حقوق بشر با شاره به اينکه مسئله تماس با خارجی ها، به ويژه صهيونيست ها، اتهام تازه ای به بهائی ها نيست، اظهار می کند طرح دوباره اين اتهام در اين زمان حائز اهميت است.

گفته می شود اقدامات جامعه بهايی ايران، سال هاست که زير نظر دولت انجام می گيرد؛ با توجه به اين امر این سئوال مطرح است که چرا به ناگهان مسئولان جامعه بهايی دستگير شده و سخنگوی دولت اتهام اقدام عليه امنيت ملی را به آنها نسبت می دهد.

دکتر فرهاد ثابتان می گويد: «تمام فعاليت های جامعه بهايی، اگر فعاليت اجتماعی صورت گرفته، زير نظر دولت بوده».

آقای ثابتان برای مثال به دستگيری ۵۴ نفر جوان بهايی بهمن ماه سال گذشته در شيراز اشاره می کندو می گوید: اين افراد با مجوز دولتی به اطفال بی بضاعت کمک می کردند ولی بعدا به علت همين فعاليت مجاز، دستگير شدند.

ايران در زمستان سال گذشته نيز ۵۴ بهايی را محاکمه کرد و آنها به يک تا چهار سال حبس محکوم شدند. قوه قضائيه ايران اتهام آن افراد را «فعاليت تبليغی عليه نظام» اعلام کرده بود.

اين کارشناس حقوق بشر فعاليت های مسئولان بهايی را، که در ۲۵ ارديبهشت ماه  بازداشت شدند، اداره امور داخلی جامعه بهايی ايران توصيف می کند و تاکيد دارد اقدامات آنها هيچ ارتباطی به مسائل امنيتی و کشوری نداشته است.

وی مسئوليت اين افراد را مسائل داخلی مربوط به يک جامعه دينی همچون ازدواج، طلاق، مسائل مربوط به دعا و مناجات، و کليه اموری که به آن دين مربوط است، توصيف می کند.

دکتر ثابتان می گويد چون دولت ايران آئين بهايی را به رسميت نمی شناسد، و آن را يک فرقه قلمداد می کند، در واقع نتيجه ای را که می خواهد بگيرد، در مفروضات خود می گنجاند، و دين بهايی را غير قانونی اعلام می کند. 

«بهاييان بازداشت شده کاری عليه کشور نکرده اند»

در همين حال، ديان علايی، نماينده جامعه بهايی در سازمان ملل متحد، نيز در گفت و گويی با راديو فردا اتهامات مطرح شده از سوی غلامحسين الهام را رد می کند.

وی می گويد:«مطمئناً اين افراد عليه کشور کاری نکرده اند. درست برعکس، ايرانيان بهايی خصوصا آنهايی که در ايران هستند دلشان می خواهد برای کشورشان فعاليت کنند و کشور خود را دوست دارند و به هيچ عنوان ضد امنيت کشور خودشان اقدام نخواهند کرد. اين اتهامات تازگی ندارد و هميشه از ابتدای انقلاب تا کنون به ايرانيان بهائی که دستگير می شوند، چنين اتهامی وارد می شود.»

خانم ديان علايی، در پاسخ به اين پرسش که دليل برخورد حکومت جمهوری اسلامی با پيروان ديانت بهائی چيست، به راديو فردا گفت:«تنها چيزی که به فکر من می رسد اين است که ما بهائيان معتقديم بعد از حضرت محمد، يک پيامبر ديگر آمده است. اين مسئله برای همه اديان اتفاق افتاده و وقتی پيامبر تازه ای می آيد، در ابتدا با دين جديد برخورد سختی می کنند.»

ماکسيم برنير، وزير امور خارجه کانادا، نيز چندی پيش در واکنش به دستگيری اعضای جامعه بهائی گفته بود که کانادا عميقا از بازداشت اين شش ايرانی نگران است. وی همچنين از جمهوری اسلامی خواسته بود بهائيان دستگير شده را هر چه سريع تر آزاد کند.

بر اساس منابع وابسته به بهائيان، از انقلاب سال۵۷  تا  امروز نزديک به ۲۰۰بهائی در ايران اعدام شده اند.         

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

                                

 با تشکر از ابراهیم نبوی برای مطلب فوق العاده جذابشون

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 1 خرداد 1387 [2008.05.21]



در راستای اینکه در جریان انفجار شیراز گروهی که مخالف وهابیت و بهائیت بودند، کشته ‏شدند و اول معلوم شد که انفجار توطئه نبوده، ولی بعدا مسوولان مربوطه به این نتیجه رسیدند ‏که وقتی در کشور ما گران شدن قیمت گوجه فرنگی هم توطئه استکبار است، چطور ممکن ‏است انفجاری به این بزرگی توطئه نباشد، و لذا تشخیص داده شد که اگر توطئه باشد بهتر است ‏و برای هر توطئه ای باید عوامل آن کشف شده و چون گروه مورد انفجار، مخالف وهابیت و ‏بهائیت بودند، و وهابیون دم دست نبودند، اما بهائی ها دم دست بودند، تعدادی از بهائی ها ‏دستگیر شدند. و با توجه به اینکه گروه منفجرکننده که اول در حال فرار بوده و دستگیر شدند ‏و معلوم شد ابتدا انگلیسی هستند، و بعد تشخیص داده شد که چون آمریکا خطرناک تر از ‏انگلیس است، پس بهتر است آمریکایی باشند. اما همین دیروز مسوولان مملکتی به این نتیجه ‏رسیدند که اصلا یادشان نبود که اسرائیل از هر دو خطرناک تر است، پس تشخیص داده شد ‏که به گفته دری نجف آبادی، دادستان کل کشور بمب گذاری شیراز مستقیما دست اسرائیل بود. ‏در همین چند راستای نامربوطی که عرض شد، و با توجه به اینکه سخنگوی هیات دولت ‏دیروز اعلام کرد که « بازداشت بهائیان دلایل امنیتی دارد.» اینجانب نیز شدیدا از اظهارات ‏این سخنگو حمایت کرده و با توجه به دلایل مختلف معتقدم " بهائیت" چه در این انفجار دست ‏نداشته باشند، چه دست داشته باشند، امروز جزو دشمنان خطرناک ایران محسوب شده و دلایل ‏خود را در همین راستا به عرض می رسانم.‏

دلیل فلسفی: بهائی ها وجود دارند، و کسی که در ایران وجود دارد، خود بخود خطرناک است، ‏چه رسد به این که بهائی هم باشد، پس بهائیان تا وقتی موجود هستند، مخالف امنیت کشور بوده ‏و نه تنها در انفجار شیراز بلکه در گرانی مسکن، جنگ شیعه و سنی، تصادف اتومبیل ها در ‏جاده های شمال و انفجارات ناشی از لوله کشی گاز نیز نقش دارند.‏

دلیل تاریخی: بهائی ها حداقل سی سال است که یا مورد حمله قرار داشتند، یا مشغول زندان ‏کشیدن بودند، یا در حال بازجویی شدن بودند، یا به زور تغییر دین می دادند، تازه هر وقت هم ‏به آنها می گفتی نظرت چیست؟ می گفتند ما اهل سیاست نیستیم، طبیعی است آدمهایی با این ‏سابقه تاریخی خطرناک هستند. ‏

دلیل سیاسی: در ایران شاعران و نویسندگان و خوانندگان و رانندگان و زنان و دانشجویان و ‏فیلمسازان و نی نوازان، همه یا اول سیاسی بودند، یا اینکه کم کم سیاسی می شوند، چطور ‏ممکن است یک نفر ایرانی باشد و سیاسی نباشد؟ همین یک دلیل نشان می دهد کسانی مثل ‏بهائی ها که می گویند ما در سیاست دخالت نمی کنیم، حتما یا جاسوس اند، یا ایرانی نیستند. ‏اگر هم ایرانی نیستند و در ایران زندگی می کنند، حتما قصد انفجاری چیزی را دارند، به ‏همین دلیل کاملا سیاسی، بهائیان موجوداتی خطرناک و ضد امنیتی هستند و باید مثل صد سال ‏گذشته باز هم مجازات شوند.‏

دلیل منطقی: چطور ممکن است انفجاری در شیراز صورت بگیرد و محل انفجار محل ‏مخالفت با وهابی ها و بهائی ها باشد و چون افراد مورد انفجار از بهائیان بیزار هستند، بهائی ‏ها در این انفجار دست نداشته باشند؟ از طرف دیگر تا به حال سابقه نداشته که یک بهائی ‏دست به خشونت زده باشد یا کار خطرناکی در سیاست کرده باشد، پس منطقا نتیجه می گیریم ‏که اگر این گروه تا کنون کار خشونت آمیزی نکردند، حتما از این به بعد می خواهند بکنند.‏

دلیل جغرافیایی: اکثر بهائی ها در سالهای بعد از انقلاب از ایران رفتند، اما عده ای از آنها در ‏کشور ماندند، در حالی که عقل حکم می کند آدم در جایی که اجازه هیچ کاری ندارد، نماند و ‏برود به جایی که می تواند هرکاری خواست بکند، پس وجود این افراد در ایران نشان می دهد ‏که آنها نقشه ای دارند، و وقتی وجود یک آدم نشان می دهد که نقشه ای دارد، پس معلوم است ‏که بهائی ها انفجار شیراز را انجام دادند و به دلایل جغرافیایی هم ضدامنیتی هستند.‏

دلایل اطلاعاتی: بهائی ها حق استخدام شدن ندارند، در ارتش هم که نمی توانند وارد شوند، به ‏دانشگاه هم که نمی توانند بروند، وارد سیستم دولتی و اطلاعاتی و انتظامی هم که نمی توانند ‏بشوند، پس همه چیز نشان می دهد که آنان دسترسی بسیاری به اطلاعات داشته و اگر هم ‏تروریست نباشند، حداقل جاسوس هستند. بهائی ها شرایط جاسوسی را هم در تمام این سالها ‏داشته اند، هم دسترسی به اطلاعات محرمانه داشتند، هم کسی آنها را کنترل نکرده است.‏

دلایل دینی: در ایران همه ادیان آزادی کامل دارند، فقط یهودیان صهیونیست هستند، سنی ها ‏وهابی و خطرناک هستند، دراویش مورد حمله قرار می گیرند، اصلاح طلبان دینی هم که ‏عامل دشمن هستند، مراجع تقلید شیعه هم که حق ندارند از خانه شان بیرون بیایند، طبیعتا ‏همین دلایل ساده ثابت می کند دستگیری بهائیان در روزهای اخیر، هیچ دلیل دینی ندارد و به ‏قول سخنگوی دولت، فقط و فقط به دلایل امنیتی بهائیان بازداشت شده اند.‏

نتیجه گیری اخلاقی: همین که بهائی ها با وجود همه محبتی که هر روز از سوی حکومت به ‏آنها می شود، هنوز زنده هستند و در ایران زندگی می کنند، بزرگترین دلیل بر خطرناک بودن ‏آنهاست
 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

                                 

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی طی بیانیه ای، جزئیات بیشتری درباره کشف و خنثی سازی آنچه یک "شبکه تروریستی وابسته به آمریکا" خوانده، اعلام کرده است.

پیشتر طی هفته گذشته، سخنگوی قوه قضائیه نیز از بازداشت عوامل انفجار شیراز سخن گفته و این افراد را که دوازده نفر هستند به آمریکا و بریتانیا مرتبط کرده بود.

وزارت اطلاعات ایران در بیانیه خود گفته است که این گروه که از حمایت آمریکا برخودار بود، قصد داشت در ایران اقدامات تروریستی انجام دهد.

مقام های ایرانی گفته اند که از بازداشت شدگان، مواد شیمیایی، مواد منفجره، سلاح و سیانور ضبط شده است.

گفتگو با حسین باستانی، روزنامه نگار در پاریس

وزارت اطلاعات ایران گفته است که این گروه مستقیما توسط آمریکا راهنمایی می شده. انفجار در حسینیه "رهپویان" شیراز به این گروه ارتباط داده شده است.

در روزهای اخیر، مقام‌های بلندپایه نظامی و سیاسی آمریکا، جمهوری اسلامی را به مدیریت آشوب‌های داخلی در عراق و حمایت از گروههای لبنانی و فلسطینی به منظور بی‌ثبات سازی خاورمیانه متهم کرده‌اند و برخی تحلیلگران می گویند اظهارات مقام های ایران، ممکن است واکنشی به اتهام‌های آمریکا در مورد حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم تلقی شود.

انفجار بیست و چهار فروردین در یکی از حسینیه های شهر شیراز، در جنوب ایران، به کشته شدن چهارده و زخمی شدن دست کم دویست تن انجامید. این انفجار هنگام مراسم هفتگی عزاداری در حسینیه سیدالشهدا، وابسته به کانون رهپویان وصال شیراز رخ داد.

وزارت اطلاعات ایران گفته است که این گروه قصد انفجار در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و چند مرکز علمی، آموزشی و مدهبی را داشته است.

طبق این بیانیه، اعضای این شبکه "تروریستی" در استان های فارس، خوزستان، گیلان، آذربایجان غربی و تهران بازداشت شده اند. یکی از اعضای این گروه در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شده است.

وزارت اطلاعات گفته است که این گروه قصد داشته کنسولگری روسیه در گیلان را مورد هدف قرار دهد و در خطوط نفتی جنوب نیز خرابکاری کند.

علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه هفته پیش گفته بود که آمریکا و بریتانیا در حادثه شیراز دخالت داشتند و به "تروریست ها" آموزش ساخت بمب داده و تامین مالی آنها را به عهده داشتند.

دادستان کل کشور مامور پیگیری این پرونده شده و سخنگوی قوه قضائیه گفته است که "عاملان این انفجار به اشد مجازات محکوم خواهند شد."

پس از وقوع این انفجار شورای امنیت ایران اعلام کرد که انفجار ناشی از بمب گذاری و خرابکاری نبوده، بلکه بر اثر منفجر شدن برخی اقلام جنگی صورت گرفته که در این حسینیه به نمایش گذاشته شده بود

 


 

 

 

سخنگوی دولت ایران اعلام کرد که دلیل بازداشت شش تن از پیروان بهائیت اعتقادات آنان نبوده بلکه این افراد به دلائل امنیتی بازداشت شده اند.

غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران که در نشستی خبری شرکت داشت در پاسخ به سؤال خبرنگار یکی از رسانه های خارجی، بازداشت شدگان را متعلق با "تشکیلاتی سازمان یافته" خواند که به گفته او با "بیگانگان و مخصوصاً صهیونیستها" مرتبطند و به صورت تشکیلاتی، علیه مصالح کشور با هماهنگی عمل می کردند.

وی تأکید کرد: "اینکه برخی مسائل امنیتی را به مسایل اعتقادی تبدئل می کنند کار اشتباهی است ... هیچکس از مسائل امنیتی خود عقب نمی نشیند و این مسئله ربطی به مسائل اعتقادی، که اگر اعتقادی باشد، ندارد".

آقای الهام در مورد نوع فعالیت بازداشت شدگان و اتهامی که به آنان وارد شده توضیحی نداد اما در اشاره به انتقاداتی که از نحوه برخورد جمهوری اسلامی با پیروان بهائیت به عمل آمده گفت: "تابلو کردن مقوله ای به نام بهائیت سیاستی کهنه و زنگار گرفته است، هر کشوری باید از حوزه امنیتی خود دفاع کند".

هفته گذشته مرکز بین المللی جامعه بهائیان اعلام کرد که روز چهاردهم مه (25 اردیبهشت)، مأموران امنیتی جمهوری اسلامی به خانه شش نفر از پیروان این آیین مراجعه و آنان را بازداشت کرده اند، ماه مارس گذشته نیز یکی از رهبران جامعه بهائیان ایران در شهر مشهد بازداشت شده بود.

روز دوشنبه سخنگوی وزارت خارجه ایران با اظهار اینکه بازداشت بهائیان به دلائل قضائی صورت گرفته، این گزارش ها را تأیید کرد اما توضیح در این مورد را به قوه قضائیه محول کرد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی بهائیان را به عنوان اقلیت دینی به رسمیت نمی شناسد و به گفته نهادهای دفاع از حقوق بشر، پیروان این کیش در ایران با آزار و محدودیت های شدید مواجه بوده اند که در سال های اول بعد از انقلاب شدت بیشتری هم داشت.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

ماکسيم برنير، وزير امور خارجه کانادا، ضمن ابراز نگرانی از دستگيری شش بهائی در ايران، از حکومت ايران خواست که اين شش تن را هرچه سريعتر آزاد کند.به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای برنير ضمن يادآوری اينکه اين شش تن در روز چهارشنبه، ۲۵ ارديبهشت ماه – ۱۴ ماه می – دستگير شده اند گفت: «کانادا عميقا از بازداشت مستبدانه شش ايرانی بهائی نگران است.»بر اساس گزارش منابع خبری بهائيان و همچنين سازمان های مدافع حقوق بشر، اين شش تن که اعضای «محفل ملی بهائيان ايران» هستند، مسئوليت رسيدگی به مشکلات همکيشان خود را در ايران به عهده داشته اند.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

با گذشت يک هفته از دستگيري شش تن از اعضاي رهبري جامعه بهاييان در هفته گذشته، يک مصاحبه منتشر شده در ‏خبرگزاري فارس خواستار "تشکيل يک جريان مردمي" براي "مقابله و مبارزه با بهاييت" شده است تا به اين ترتيب ‏‏"دولت و حاكميت در برخورد با بهاييان تنها نمانند".در بخش ديگري از گزارش خبرگزاري فارس با "سيد کاظم موسوي"، که کارشناس و محقق تاريخ معاصر ايران معرفي ‏شده، آمده است: "بهاييان در ايران به دنبال اين هستند که با حضور در عرصه فرهنگ و اقتصاد بتوانند در قدرت‌هاي ‏سياسي و حوزه‌هاي مختلف سياست، اعمال نفوذ کرده تا نهايتاً بتوانند استقلال و رسميت خودشان را بدست آورند."‏ وي با سخن گفتن از "تلاش بهايي‌ها براي نفوذ در ساختار سياسي براي دستيابي به اسرار نظام، کم کردن حساسيت‌ها و ‏مقاومت‌هاي مسولان نظام درباره فرقه بهاييت و کمرنگ جلوه دادن خطر اين فرقه" اظهار نظر کرده: "در حال حاضر ‏تلاش بهاييت اين است که ماهيت اصلي خودش را پنهان کرده و آن را تبديل به يک شهروند عادي و بي‌خطر نمايند. بهايي‌ها ‏براي رسيدن به اهدافشان تلاش دارند از محافل جهاني مانند سازمان حقوق بشر بهره بگيرند."‏ وي همچنين با اشاره به اين که "بهايي‌ها مدعي عدم دخالت در سياست هستند"، مدعي شده: "خود همين دخالت نکردن در ‏سياست يک کار سياسي است براي اين‌که مصونيت پيدا کرده تا بتوانند به راحتي در مسائل فرهنگي و اقتصادي حضوري ‏جدي داشته باشند. بيت‌العدل بهايي‌ها قبل از انتخابات مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 24 بهمن سال گذشته به بهاييان ايران ‏دستور داد که در انتخابات شرکت کنند. اين دستور از طرف برخي از عناصر بهايي در ايران مورد اعتراض قرار گرفت ‏که بيت‌العدل بهاييان در پاسخ به اين افراد معترض اعلام کرد حضور در انتخابات منعي ندارد و فقط نبايد از احزاب سياسي ‏حمايت نکنيد اما مي‌توانيد از افراد مستقل حمايت کنيد."‏ اين کارشناس خبرگزاري فارس نهايتا تاکيد کرده است: " بهايي‌ها در راستاي اهداف رژيم صهيونيستي به خدمت گرفته ‏شده‌اند و اسراييل هم حامي آنها است."‏ خبرگزاري نيمه دولتي فارس در حالي اظهارات فوق را متشر مي کند که پس از انفجار ماه گذشته در شيراز برخي سايت ‏هاي محافظه کار همچون انتخاب، سعي کردند مسووليت اين انفجار را به گردن بهاييان بيندازند. براساس استدلال اين سايت ‏ها، از آنجايي که حجت الاسلام انجوي نژاد، دبير ...

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

بهروز ستوده : یکی دیگر از عوارض شوم به قدرت رسیدن باند امام زمانی احمدی نژاد ، افزایش فشار و اعمال تضییقات بیشتر علیه جامعه بهائیان ایران بوده است . خراب کردن خانه یکی از بهائیان شهرستان آباده با بولدوزر توسط حزب الله این شهر ، دستگیری و تهدید به مرگ تعدادی از بهائیان شیراز نیز از جمله خبرهائی بوده است که در ماههای اخیر از ایران مخابره شده و نگرانی ایرانیان خارج از کشور و همه جوامع حقوق بشری در سرتاسر دنیا را بر انگیخته است

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

لوگوی اعتراض

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

شش تن از رهبران جامعه‌ی بهائيان ايران ديروز در عمليات هماهنگ شده‌اى دستگير و به زندان مشهور اوين منتقل شدند. اين دستگيرى‌ها به طرز نگران‌كننده‌اى يادآور دوره‌ی مشابهى در سال‌هاى ١٩٨٠ است كه تعداد كثيرى از رهبران جامعه‌ی بهائى به طور جمعى بازداشت و نهایتاً به قتل رسيدند. صبح روز چهارشنبه ماموران امنيتى بعد از ورود به منازل اين شش نفر، پس از پنج ساعت تجسس آنها را به همراه خود بردند. هفتمين عضو اين گروه در اوائل ماه مارس بعد از آنكه ظاهراً به بهانه ساده‌اى به وزارت اطلاعات احضار شده بود در مشهد بازداشت شد. خانم بانى دوگال، نماينده جامعه‌ی جهانى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: «آنچه اين دستگيرى‌ها را بيشتر نگران كننده مى‌كند شباهت آن با بازداشت و ربودن اعضاى دو شوراى ملى اداره جامعه‌ی بهائى ايران در سال‌هاى اوليه دهه شصت است كه به مفقودى يا اعدام ١٧ نفر منجر گردید.» از ابتدای انقلاب بیش از ۲۰۰ بهائی در ایران کشته شده‌اند

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

گزارشها از ایران حاکیست که عده ای از فعالان بهایی در این کشور بازداشت شده اند. همزمان بر اساس گزارش منتشره از سوی "مرکز بین المللی جامعه بهاییان" شمار دستگیر شدگان شش نفر است که همگی پس از ورود ماموران امنیتی به "منازل آنها صبح روز چهارشنبه (14 مه) " بازداشت شدند. بازداشت شدگان اعضای یک گروه هفت نفری هستند که به گفته مرکز بین الملی بهاییان به امور جامعه بهاییان در ایران رسیدگی می کنند و به "گروه یاران" معروفند. گفته شده است که نفر هفتم این گروه پیشتر "در مشهد" بازداشت شده است. هنوز از وضعیت بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست اما "دایان علایی" از اعضای مرکز بین المللی جامعه بهاییان این افراد در زندان اوین هستند. بهاییان در ایران اجازه فعالیت رسمی ندارند و آنها از سوی روحانیون ایران "مرتد" شناخته می شوند. مرکز بهاییان در خبری که در همین باره منتشر کرده می گوید: "اين دستگيرى‌ها به طرز نگران كننده‌اى يادآور دورۀ مشابهى در سالهاى ١٩٨٠ است." بر اساس گزارشها در آن سالها عده ای زیادی از رهبران بهایی در ایران بازداشت شدند؛ گفته می شود که همه آنها کشته شده اند. اگرچه بدنبال فشارهای شدید اوایل انقلاب اسلامی در ایران بر جامعه بهاییان کشور، از شدت فشارها کاسته شد اما بر اساس گزارشها بدنبال روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، این فشارها از سر گرفته شده است. فرقه بهایی در اوایل قرن 19 میلادی در شیراز ایران، پایه گذاری شد. بهاییان به پیامبرانی که در ادیان ابراهیمی از آنها با عنوان پیامبران الهی نام برده می شود اعتقاد دارند و پیامبران ادیان دیگر جهانی مانند بودا و کریشنا را نیز به عنوان رهبران الهی قبول دارند. بهاییان معتقدند که میرزا حسین علی نوری که بعدها، لقب بهاءالله را پیدا کرد در همین سلسله پیامبران قرار دارد

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
 

Iran arrests Bahai 'leadership'

The seven Bahai leaders are now all in jail, the group says

The Iranian authorities have acknowledged the arrest of a number of members of the Bahai faith, which is considered to be heretical in Iran.

A Foreign Ministry spokesman said the arrests were a judicial matter and he did not give any further details.

The Bahai International Community says a senior member was arrested in March and six more last week; together they make up the entire leadership in Iran.

It says it has about 300,000 members in Iran, where the faith originated.

Relatives said the six senior members were taken to Evin Prison in Tehran on 14 May, after Intelligence Ministry officers raided their homes in the middle of the night.

The Bahai faith is banned by the Islamic revolutionary leadership of Iran.

Hundreds of Bahai followers have been jailed and executed since Iran's Islamic revolution in 1979, the Bahai International Community says.

However, the government denies it has detained or executed people because of their faith.

Canada voiced concern over the arrests on Friday and called for their release.

 
 
   |    نوشته شده توسط یک آزاده
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور